برگردان به زبان ساده
گره از زلف خویش وا کردی
بر دلم بستی و رها کردی
هوش مصنوعی: تو گره موهایت را باز کردی، اما قلب من را به خود بستی و سپس رها کردی.
در میان بلاش سر دادی
عقدهٔ محکمش بپا کردی
هوش مصنوعی: در وسط ماجرا، ناامیدیات را کنار گذاشتی و تصمیم گرفتی که اقدامی جدی انجام دهی.
راه بیرون شدن برو بستی
در اندوه و غصه وا کردی
هوش مصنوعی: تو راهی برای بیرون رفتن از اندوه و غصه پیدا کردی و درهای شادی را برای خود باز کردی.
مرغ زار شکسته بالی را
هدف تیر ابتلا کردی
هوش مصنوعی: تو با زندگی سخت و چالشهایش، به کسی که از پا افتاده و آسیبدیده، آسیب بیشتری زدی.
طایر قدس را ببستی بال
طعمهٔ اژدر بلا کردی
هوش مصنوعی: پرندهای که به سرزمین مقدس تعلق دارد، تو او را به دام انداختی و شکار زهرآگین بلا کردی.
از برای تو من چها کردم
تو بپاداش آن جفا کردی
هوش مصنوعی: من برای تو کارهای زیادی انجام دادم، اما تو در مقابل هیچ کار خوبی نکردی و فقط جفا روا داشتی.
در رهت من بجان وفا کردم
تو بجای وفا جفا کردی
هوش مصنوعی: برای تو جانم را فدای وفا کردم، اما تو به جای اینکه وفادار باشی، به من آسیب زدی.
ز آتش غصه سوختی جانم
خاکم اندر هوا هبا کردی
هوش مصنوعی: از درد و غم سوختهای، جانم را به خاطر بیتفاوتی تو چون خاکی در آسمان پراکنده کردی.
هر بلائی که بود در عالم
بر سر فیض مبتلا کردی
هوش مصنوعی: هر مشکل و بلا که در دنیا وجود داشت، بر سر فیض نازل کردی و او را گرفتار ساختی.
هر چه کردی بجای من ای جان
نیک بایسته و بجا کردی
هوش مصنوعی: هر چه که برای من انجام دادی، ای جان، کار نیک و بهجایی بود.
آفرین باد ای طبیب دلم
همه درد مرا دوا کردی
هوش مصنوعی: ای طبیب دلم، تو با هنرت همه دردهایم را درمان کردی.