برگردان به زبان ساده
یارب چمن حسن تو خرم ز چه آبست
کاندر نظرم هرچه بجز تست سرابست
هوش مصنوعی: خداوندا، چرا گلزار زیبایی تو سرسبز و شاداب است؟ زیرا هر چیزی که جز تو را میبینم، فقط یک سراب و خیال است.
غیر از دل عشاق تو معمور ندیدیم
گشتیم سراپای جهان جمله خرابست
هوش مصنوعی: به جز دل عاشقان تو، در هیچکجا حس خوب و شادی ندیدیم. در جستجوی تمام دنیا رفتیم و متوجه شدیم که همه جا خراب و ویران است.
هر کس که چشید از می عشق تو نشد پیر
مستان غمت را همهٔ عمر شبابست
هوش مصنوعی: هر کسی که طعم عشق تو را تجربه کند، هرگز پیر نخواهد شد. حال و هوای عاشقان تو همیشه جوانی و شادابی را در طول عمرشان حفظ میکند.
در عهد صبا توبه شکستیم به صهبا
دیریست که سجاده ما رهن شرابست
هوش مصنوعی: در دوران جوانی و سرخوشی، توبهام را شکستم و به سراغ نوشیدنی رفتم. مدتهاست که سجادهام بهجای نماز بهعنوان دکانی برای شراب استفاده میشود.
رندی که به مستی گذراند همه عمر
فارغ ز غم پرسش و اندوه حسابست
هوش مصنوعی: انسانی که تمام عمرش را در خوشی و شادمانی سپری کرده، از نگرانیها و غصهها بیخبر است و هیچ دغدغهای درباره حوادث زندگی ندارد.
هشیار کجا گردد ز آشوب قیامت
آن مست که از نشأهٔ چشم تو خراب است
هوش مصنوعی: آیا میتوان کسی که تحت تأثیر زیبایی چشمان توست و در حالتی سرمستی قرار دارد، از آشفتگیهای روز قیامت آگاه شود و بیدار گردد؟
بر بحر و بر و خشک و تر دهر گذشتیم
جز آب رخ دوست جهان جمله سرابست
هوش مصنوعی: در زندگی، ما از تمام تجربهها و لحظهها گذر کردهایم، اما تنها حقیقتی که باقی مانده، محبت و زیبایی چهره دوست است؛ باقی دنیا همچون سرابی است که واقعیت ندارد.
پرکن ز می صاف غزل ساغر دیوان
جانرا می بی دردسر ای فیض کتابست
هوش مصنوعی: جام خود را از نوشیدنی صاف و زلال پر کن، زیرا این غزلی که میخوانی، زندگی را بدون دردسر به تو میدهد و این کتاب بزرگ و ارزشمند است.
گر میکده ویران و خرابات خرابست
در هر نگه چشم تو صد گونه شرابست
هوش مصنوعی: اگر میکده و خرابات خراب و ویران باشد، در هر نگاهی که به چشمان تو میاندازم، صد نوع شراب وجود دارد.
هم گردش چشم تو مگر با خودش آرد
آن مست که از گردش چشم تو خرابست
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که نگاه زیبای تو به همراه خود، آن کسی را که از دلدادگی به چشمانت دیوانه شده، به خود بکشاند؟
بیدار کجا گردد از آشوب قیامت
آن دیده که با فتنه چشم تو به خوابست
هوش مصنوعی: آن چشمی که در چنگال فتنه و زیبایی تو خوابیده، چگونه میتواند از آشوب و هرج و مرج قیامت بیدار شود؟
پروا نکند زآتش جانسوز جهنم
آن سینه که بر آتش عشق تو کبابست
هوش مصنوعی: آشکار است که دلهایی که در آتش عشق تو سوختهاند، دیگر نگران عذابهای جهنم نیستند.
با آنهمه تمکین که سراپای تو دارد
چون عمر ز ما میگذری این چو شتابست
هوش مصنوعی: با وجود تمام زیبایی و ظرافتی که در وجود توست، وقتی عمر از دستان ما میگذرد، این زندگی مثل یک شتاب و سرعت در حال عبور است.
زان لطف نهان با دل ما هیچ نکردی
باری همه گر قهر و عتابست حسابست
هوش مصنوعی: از آن محبت پنهان با دل ما هیچ کاری نکردی، اما هرچند که خشم و سرزنش باشد، در هر حال حسابی هست.
تنها نه دل فیض خراب از نگه تست
کو دل که نه زآن غمزه مستانه خرابست
هوش مصنوعی: تنها دل فیض نیست که از نگاه تو ویران شده، بلکه دلی که تحت تأثیر آن غمزهٔ مستی تو قرار نگرفته، هم ویران است.