برگردان به زبان ساده
گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
مظهر لطفم من و مظهر غفران او
هوش مصنوعی: گاهی به سوی بندگی و فرمانبری میروم و گاهی به سمت سرکشی و نافرمانی. من نمایانگر رحمت و لطف خدا هستم و او نیز مظهر آمرزش و بخشش است.
گاه مرا لطف او بر در طاعت برد
گه کشدم دست قهر جانب عصیان او
هوش مصنوعی: گاهی محبت او باعث میشود که به سوی عبادت و اطاعت بروم، و گاهی هم خشم او مرا به سوی نافرمانی میکشاند.
در گنهم گاه عفو سوی جنان آورد
گه بردم منتقم جانب نیران او
هوش مصنوعی: در گنهم، زمانی که عفو و بخشش به سوی بهشت میآید، من از ظلم و انتقام دور میشوم و به سمت روشنایی و نجات میروم.
گاه جمالش مرا بر سر شکر آورد
گاه جمالم برد بر در کفران او
هوش مصنوعی: گاهی زیبایی او باعث میشود تا به شکرگزاری از او برسم و گاهی نیز خود زیباییام مرا به بیاعتنایی و نافرمانی از او سوق میدهد.
جرم من و حلم او هر دو زحد درگذشت
تا چکند عاقبت این من و آن او
هوش مصنوعی: خطای من و صبر و بردباری او از حد گذشت. حالا معلوم نیست سرانجام من و او چه خواهد شد.
هستی او از قدم هستی ما از عدم
باقی و پاینده او ما همه قربان او
هوش مصنوعی: وجود او از وجود ماست و وجود ما از عدم. او پایدار و باقی است، در حالی که ما همه در خدمت او هستیم.
تا برد و بازدش گیرد و اندازدش
گوی دلم میتپد در خم چوگان او
هوش مصنوعی: دل من در شوق و هیجان است، مانند گوی که در بازی چوگان به دست او میافتد و دوباره به هوا پرتاب میشود.
حلقه بگوش ویم رفته ز هوش ویم
گوش مرا میسزد نغمهٔ الحان او
هوش مصنوعی: شخصی که به شدت تحت تأثیر موسیقی قرار گرفته و به آن وابسته شده، به گونهای که هوش و حواسش را از دست داده است. صدای موسیقی آنقدر برایش دلنشین و جذاب است که احساس میکند گوشش از شنیدن این نغمهها لذت میبرد و به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
میکشدم امر او جانب این گفتگو
فیض ز جان و ز دل هست بفرمان او
هوش مصنوعی: من به خاطر خواستهاش، خود را به این صحبت درگیر میکنم، چرا که لطف و رحمت او از جان و دل من سرچشمه میگیرد.