برگردان به زبان ساده
یکدمک پیش ما بیا بنشین
تا بچندت جفا بود آئین
هوش مصنوعی: یک لحظه بیاید و کنار ما بنشیند تا ببینیم چقدر بدی و بیرحمی در رفتار او وجود دارد.
از غمت عاشقان دل شده را
آه جانسوز و اشگ خونین بین
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان به خاطر غم تو در آتشفشان درد و رنج سوزان است و اشکهایشان چون خون جاری میشود.
شاید ار رحم در دلت باشد
کندت درد نالهای حزین
هوش مصنوعی: احتمالاً اگر دلت رحم داشته باشد، ممکن است از درد و نالههای غمانگیز رنج بکشید.
بنشین یک دم آتشی بنشان
بنشان آتشی دمی بنشین
هوش مصنوعی: برای مدتی آرام بگیر و شعلهای را روشن کن. لحظاتی را در کنار آتش بگذران و سپس باز هم آن را روشن کن.
پرسشی گر کنی غریبی را
کم نگردد ترا بدان تمکین
هوش مصنوعی: اگر از یک فرد غریبه سوالی بپرسی، این باعث نمیشود که تو کمتر از آنچه هستی به نظر بیایی.
یکدمک یکدمک چه خواهد شد
جان من جان من بپرس و به بین
هوش مصنوعی: لحظهای فکر کن که جانم چه حالتی خواهد داشت. از من بپرس و ببین که به چه حالی هستم.
زار و بیچاره در غمت چه کند
بیدل و بیکسی غمین و حزین
هوش مصنوعی: بیچاره و غمگین چه کاری میتواند در غمت انجام دهد؟ حسرت و تنهایی او را بیشتر غمگین کرده است.
کس شنیده است اینچنین ستمی
یا کسی دیده است یار چنین
هوش مصنوعی: آیا کسی تا به حال چنین ظلمی را شنیده یا یاری با این ویژگیها را دیده است؟
دشمن ار بیندم بگرید خون
آه ازین دوستان دل سنگین
هوش مصنوعی: اگر دشمنی را ببینم، به خاطر غم دوستانم به حالت دلسنگین اشک میریزم.
بیرخت گر بر آورم نفسی
آتش افتد در آسمان و زمین
هوش مصنوعی: اگر لحظهای بدون تو نفس بکشم، آتش در آسمان و زمین شعلهور میشود.
سردهم گر بکام دل آهی
دود آهم رسد به علیین
هوش مصنوعی: اگرچه در دل سردم، اما اگر آهی بکشیم، دود آن به آسمان میرود.
جگر از راه دیده پی در پی
میکند دست و دامنم رنگین
هوش مصنوعی: چشمانم به طور مداوم اشک میریزند و این باعث شده لباسها و دامنم به رنگ احساساتم آغشته شود.
تا بنزد خودم بخوان بنواز
یا سرم را ببر بخنجر کین
هوش مصنوعی: تا به نزد من بیایی و مرا بخوانی و بنوازی، یا اینکه با خنجر کینهام را بربایی.
فیض از عشق اگر نداری دست
بردت عشق تا بهشت برین
هوش مصنوعی: اگر از عشق بهرهای نداری، از عشق دست بردار تا به بهشت برینی نرسی.