برگردان به زبان ساده
چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
پریشانی گهی بر هم زند آئین
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر زلفهای تو باعث کفر و بیدینی شوند؟ گاهی اوقات، این زیبایی میتواند باعث اختلال در اصول و رسمها شود.
ز هر موئی هزاران دل فرو ریزد
به جنبانی خدا را طرهٔ مشگین
هوش مصنوعی: از هر تکانی که موهای مشکی او میخورد، هزاران قلب به زمین میافتند.
پریشانست در سودای آن بس دل
دلم سهلست اگر زان زلف شد غمگین
هوش مصنوعی: دل من در فکر و خیال آن معشوق پریشانه است و البته برایم چندان دشوار نیست اگر آن زلفها باعث نگرانیام شوند.
بگردن پیچم آن طره یا بازو
اسیر و بندهام گر آن کنی ور این
هوش مصنوعی: ای کاش بتوانم آن موهای تابدار را به گردن بپیچم یا اینکه اسیر و بندهی بازویت شوم، اگر آن را بپرسی یا این را بخواهی.
بود دلها از آن آشفته و در تاب
تو خواه آشفته سازش خواه کن پرچین
هوش مصنوعی: دلها به خاطر تو درهم و برهم شده است، حالا یا آنها را بیشتر به هم بریز یا به آرامش برسان.
به بویش کی رسد مشگ ختن حاشا
ز عطرش وام میگیرد خطا و چین
هوش مصنوعی: بوی مشک ختن به کسی نمیرسد، اما عطری که دارد باعث میشود تا عطرهای دیگر به خطا بیفتند و اشتباه کنند.
شب یلداست خورشیدی در آن پنهان
ز هر چینش نماید ماه با پروین
هوش مصنوعی: شب یلداست و در این شب، خورشیدی پنهان شده است که با هر تزیین و آرایشی، ماه در کنار ستاره پروین به نمایش درمیآید.
نمییارم سخن از طول آن گفتن
که طول آن گذشت از چین و از ماچین
هوش مصنوعی: نمیخواهم دربارهی مدت زمان آن صحبت کنم، زیرا این زمان از چین و ماچین گذشته است و دیگر طولانی شده است.
نهایت چون ندارد وصف زلف تو
درین سودا سخن را فیض کن سرچین
هوش مصنوعی: تو خیرهکنندهترین زلفی و وصف تو پایانی ندارد، در این رویا من هم از این کلمات بهرهمند کن.