برگردان به زبان ساده
از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم
از پرتو خورشید تو چون صبح دمیدیم
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو از دنیای ناپیدا و عدم به ما رسیده است. وقتی نوری از وجود تو به ما تابید، مانند صبحی که طلوع میکند، زندگی تازهای آغاز شد.
چون چشم گشودیم بر آن چشمهٔ خورشید
از شعشهاش چشم چو خفاش کشیدیم
هوش مصنوعی: زمانی که به زندگی و دنیای جدیدی پا گذاشتیم، نور و روشنی آن چنان بود که مانند خفاشها، چشمانمان را از شدت تابش آن بسته نگه داشتیم.
پرسند گر از ما که چه دیدید در آنروز
گوئیم که دیدیم جمالی و ندیدیم
هوش مصنوعی: اگر از ما بپرسند که در آن روز چه چیزی دیدید، خواهیم گفت که فقط زیبایی را دیدیم و چیز دیگری ندیدیم.
دیدن نگذارد رخ خورشید جنابش
خورشید رخت چون نتوان گفت که دیدیم
هوش مصنوعی: مشاهده چهره خورشیدش مانع از دیدن اوست، زیرا نمیتوان گفت که او را دیدهایم.
یکچند در آرامگه عالم بالا
با خیل ملک خوشدل و آسوده چریدیم
هوش مصنوعی: مدتی در محل آرام و باصفای عالم بالا، همراه با گروهی از فرشتگان خوشدل و آرام، به سر بردیم و در آنجا گردش کردیم.
چون روی نهادیم ز افلاک سوی خاک
سوی طرب و کودکی و جهل خزیدیم
هوش مصنوعی: وقتی که از آسمان به زمین آمدیم، به سوی شادی، بیخیالی و نادانی رفتیم.
تشریف خرد قامت ما را چو بیاراست
در دامگه محنت ابلیس فتیدیم
هوش مصنوعی: خرد و عقل ما را به زیبایی ساختهاند، اما در دام مشکلات و بلاهای شیطان گرفتار شدیم.
زین دامگه ای فیض چو سالم بدر آئیم
مستوجب اکرام و سزاوار مزیدیم
هوش مصنوعی: در این مرحله از زندگی، اگر با سعادت و سلامت بیرون بیاییم، شایسته احترام و دریافت نعمتهای بیشتر خواهیم بود.