برگردان به زبان ساده
عمر عزیز تا یکی صرف در آرزو کنم
های بیا که آرزو جمله فدای هو کنم
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای من دارد صرف آرزوها میشود، بیا که تمام آرزوهایم را به عشق تو فدای تو کنم.
چند خجل کند مرا توبهٔ آبروی بر
میسزد ار ز توبه خون ریزم و آنرو کنم
هوش مصنوعی: نگران آبرویم هستم و میترسم که اگر از توبه دست بردارم، دچار عواقب سنگینی میشوم. از طرفی، اگر بخواهم به قول و قرارم پایبند نباشم، ممکن است اشتباهاتم به اندازهای جدی باشد که خون ببار آورد. بنابراین، این وضعیت مرا بسیار شرمنده میکند.
اشتر لنک لنک من پاش خورد بسنگ من
سنگ دگر چه افکنم زحمت او دو تو کنم
هوش مصنوعی: یک شتر در بیابان پایش به سنگی خورد و به این فکر افتاد که حالا چه کاری باید انجام دهد. آیا باید زحمت خود را افزایش دهد یا اینکه تصمیم دیگری بگیرد؟
عشوهٔ توبه میخری یاری توبه میخورم
گر فتد او بدست من بین که باو چها کنم
هوش مصنوعی: اگر تو با عشوه و ناز به توبه بپردازی، من هم به توبه رو میآورم. اگر او به دست من بیفتد، ببین که با او چه میکنم.
رخ بنمای پیر من چند بخانقاه تن
نعرههای هازنم مستی هوی هو کنم
هوش مصنوعی: ای پیر من، رو نشان بده و به من اجازه بده که در خانقاه صدای سرور و شوق خود را بزنم و به وجد بیایم.
چند تنم بگرد تن بخیه زنم برین بدن
بفکنم این تن و بجان روی بجستجو کنم
هوش مصنوعی: چند نفر از من در حال گشت و گذارند، من زخمهایم را بر این بدن میزنم و قصد دارم این جسم را ترک کرده و به دنبال جان و حقیقت بروم.
رو چو کنی بسوی من جان شودم تمام تن
بس ز نشاط جان و تن در تن و جان نمو کنم
هوش مصنوعی: وقتی که تو به سمت من نگاه کنی، جانم به طور کامل در وجودم جاری میشود و به خاطر شادی و نشاطی که در وجودم ایجاد میکنی، رشد میکنم.
جا طلبی ز من ترا بر سر خویش جا دهم
آب طلب کنی ز من دیده برات جو کنم
هوش مصنوعی: اگر بخواهی در جایی برای خودت جا داشته باشی، من آن را به تو میدهم. اما اگر آب یا چیزی بخواهی، من چشمانت را به تو میدهم تا بتوانی آن را جستجو کنی.
خانه سر ز ما سوی پاک کنم برای تو
منزل دل ز آب و گل بهر تو رفت و رو کنم
هوش مصنوعی: برای تو خانهای پاک و دلنشین میسازم و دلم را از materialات دنیا خالی میکنم تا به تو تقدیم کنم.
هم بشراب عشق تن پاک کنم ز هر درن
هم بشراب عشق جان بهر تو شست و شو کنم
هوش مصنوعی: من با عشق، جسم خود را از آلودگیها پاک میکنم و با عشق، روحام را نیز برای تو تطهیر میکنم.
کی بود آنکه مستمست شسته زغیر دوست دست
پشت کنم بهر چه هست روی بروی او کنم
هوش مصنوعی: کیست آن کسی که از عشق و ابهت معشوق به حالت مستی و شیدایی در آمده و به دور از محبوب هیچ توجهی ندارد و هر چیزی را برای رضای او انجام میدهد؟
گه بوصال روی او جان کنم از شکوه کوه
گه ز خیال موی او شخص بدن چو مو کنم
هوش مصنوعی: گاهی از دیدن روی او، جانم را از شادی و زیبایی مانند کوه بلند میکنم و گاهی از فکر کردن به موی او، جسمم را سبک و بیوزن مثل مو میسازم.
گه بوصال جان دهم گه بفراق تن نهم
گه بخطاب انت انت گاه بعیب هو کنم
هوش مصنوعی: گاه جانم را به وصال میسپارم، گاهی به فاصله و جدایی تنم را رها میکنم، گاهی به خطابات و خطابها مشغول میشوم، و گاهی عیبهایم را به خودم نسبت میدهم.
باز بده به فیض نقد هر آنچه میدهی بده
عمر عزیز تابکی صرف در آرزو کنم
هوش مصنوعی: به من زیبایی و نعمتهایی را که میدهی، دوباره بده تا از عمر گرانبهایم بهرهبرداری کنم و بتوانم در آرزوهایم صرف کنم.