برگردان به زبان ساده
خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
مبین در کردهٔ زشتم به بین در نور ایمانم
هوش مصنوعی: ای خدا، از کارهای بد و گناهانم بگذر و ننگ آنها را نبین. به جای نگاه کردن به اعمال زشت من، به نور ایمان و گرایشات خوبم بنگر.
تو گفتی بندهٔ خواهم که اخلاصی در او باشد
چه در دست تو میباشد گر اخلاصم دهی آنم
هوش مصنوعی: تو گفتی که من بندهای میخواهم که در وجودش صداقت و وفاداری باشد. حالا اگر صداقت من را به تو بدهی، من آن بندهات میشوم.
دُر ایمان بدل سفتم شهادت بر زبان گفتم
غبار شرک خود رفتم سزد بخشی گناهانم
هوش مصنوعی: ایمان من مانند مروارید گرانبهاست و با زبانم از ازاله و زوال شرک سخن گفتم. حال که به توبه و اعتراف به گناهانم پرداختهام، شایسته است که خداوند گناهانم را ببخشد.
تو اهل سحر را دادی بجنت جا باسلامی
مرا هم جا دهی شاید چه شد آخر مسلمانم
هوش مصنوعی: تو به اهل سحر و جادو جای بهشتی بخشیدی، آیا از منِ مسلمان هم پذیرایی میکنی؟ شاید تغییراتی در من پیش بیاید.
چو مهر دوستانت را نهادی در دل ریشم
چو باشد مهر ایشانم دهد جا نزد ایشانم
هوش مصنوعی: اگر محبت دوستانت را در دل خود قرار دهی، این محبت چگونه میتواند باعث شود که در کنار آنها قرار بگیرم؟
چو بغض دشمنانت را نهادی در دل تنگم
شود گر بغض آنانم برون آرد ز نیرانم
هوش مصنوعی: اگر دشمنانم کینه و بغض خود را در دل تنگ من جا دهند، اگر آنها به این کینه افزوده شوند، آن گاه میتواند باعث شود که من هم از شدت ناراحتیام این بغض را بیرون بریزم.
بفرمان رفتهام گاهی سجودی کردهام گاهی
نمیارزد اگر کاهی در آتش خود مسوزانم
هوش مصنوعی: من به دستورات اطاعت کردهام، گاهی به سجده افتادهام و گاهی هم احساس میکنم که این کارها ارزشی ندارد. اگر در مواقعی خود را در آتش احساساتم بسوزانم، آن هم به خاطر همین موضوعات ناچیز است.
ندارم بر تو من منت که کردم گه گهی خدمت
ترا بر من بودمنت که دادی قدرت آنم
هوش مصنوعی: من از تو انتظاری نداشتم، زیرا هر بار که به تو خدمت کردم، خودت به من قدرت دادهای.
چو دور از من نهٔ یا رب مرا مپسند دور از خود
بنزدیکیت جمعم کن که دور از تو پریشانم
هوش مصنوعی: ای پروردگار، اگر از من دوری میکنی مرا نپسند، مرا نزدیک خودت جمع کن، زیرا دوری از تو باعث پریشانی من است.
چو بی یادم نمیباشی مرا بییاد خود مگذار
بیاد خود کن آبادم که بییاد تو ویرانم
هوش مصنوعی: اگر بیخبر از یاد من هستی، مرا نیز فراموش نکن. به یاد خودت نگاه کن و به من توجه کن، زیرا بدون یاد تو، در دل من ویرانی است.
دلی دارم پراکنده که هر جزویش در جائیست
بده جمعیتی یا رب که دارد دل پریشانم
هوش مصنوعی: دل من به صورت متلاطم و آشفتهای است که هر بخش آن در مکانی جداگانه وجود دارد. خدایا، کمی آرامش بده تا این دل آشفتم را سر و سامان دهم.
دلی دارم که میدارد مرا از خویشتن غافل
چو غافل میشوم از خویش بازیگاه شیطانم
هوش مصنوعی: دل من به گونهای است که مرا از خودم غافل میکند. وقتی که از خودم بیخبر میشوم، آن وقت در دام شیطان قرار میگیرم.
دلی دارم که میخواهد مرا از من جدا سازد
از این خواهش جدا سازش که از خود فصل نتوانم
هوش مصنوعی: دل من حاجتی دارد که مرا از خودم جدا کند. باید از این تمنا دور شوم، زیرا نمیتوانم از خودم جدا شوم.
چو حشر هر کسی با دوستانش میکنی یا رب
مرا نزد علی جا ده که او را از محبانم
هوش مصنوعی: هر کس در روز قیامت با دوستانش محشور میشود، ای پروردگار! مرا در کنار علی قرار ده، زیرا او از دوستان و دوستداران من است.
محب آل پیغمبر نمیسوزد در آتش فیض
چو دارم مهرشان در دل چه ترسانی ز نیرانم
هوش مصنوعی: محب خاندان پیامبر تحت تأثیر آتش عذاب نمیسوزد، چرا که عشق و محبت آنها در دل اوست و از خطرات و تهدیدها نمیترسد.