برگردان به زبان ساده
کنم اندیشهٔ دنیا شود عقبا فراموشم
کنم اندیشه عقبا شود دنیا فراموشم
هوش مصنوعی: اگر به فکر دنیا باشم، آخرت را فراموش میکنم و اگر به فکر آخرت بروم، دنیا از یادم میرود.
بیا اندیشه باقی کنم کان جای اندیشه است
ز فانی بر کنم دل تا شود یکجا فراموشم
هوش مصنوعی: بیا قرار بدهیم که فکر کنیم، چون این مکان، جای فکر کردن است؛ بگذار از دل فانی و زودگذر فاصله بگیرم تا همه چیز را یکجا فراموش کنم.
کسی کز وی من آبادم دمی نگذارد از یادم
ولی از عزو استغنا کند خود را فراموشم
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر او من زندگیام را سرشار از خوشی میکنم، هرگز من را فراموش نمیکند، اما او به علت خودکفایی و بینیازی، من را از یاد میبرد.
شوم غافل از و هر دم دگر آید فرا یادم
بیادش گویم ای مقبل مشو جانا فراموشم
هوش مصنوعی: من غافل هستم، اما هر لحظه یاد او به سراغم میآید. وقتی به یادش میافتم، به او میگویم: ای محبوب، فراموشم نکن.
مرا تا بینمت سیر و بیادم آر چون رفتی
بیا اینجا در آغوشم مکن آنجا فراموشم
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو را ببینم دلگردان میشوم و به یاد تو میافتم. وقتی رفتی، اینجا در آغوشم نیا، چون آنجا فراموشم میکنی.
دل اندر عهد او بستم بامید وفا داری
چو دانستم که خواهد کرد بیپروا فراموشم
هوش مصنوعی: دل خود را در زمانی که به او امید وفاداری داشتم، بستم. اما وقتی فهمیدم که به راحتی میتواند مرا فراموش کند، ناامید شدم.
مرا آن یار میگوید بیادم دار پیوسته
نه امروزم بیاد آری کنی فردا فراموشم
هوش مصنوعی: آن محبوب به من میگوید که همیشه مرا به یاد داشته باش. اما من امروز در یاد تو هستم و میترسم که فردا فراموشم کنی.
اگر پیوسته نتوانی گهی در خاطرم میدار
بیادی چون مرا هر جا مکن یکجا فراموشم
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی همیشه در یادم باشی، حداقل گاهی به یادم بیاور. فقط مرا هرگز به طور کامل از یادت نبر.
بیادی چون مرا هر دم سزد گاهی کنی یادم
روی یکدم گر از یادم مکن الا فراموشم
هوش مصنوعی: هر دم که به یاد من میافتی، سزاوار است که گاهی هم یادم کنی. اما اگر لحظهای از یادم رفتی، فقط فراموشم کن.
چو فیض از دین و از دنیا گذشتم بهر یاد او
بآن غایت که شد هم دین و هم دنیا فراموشم
هوش مصنوعی: وقتی که از دین و دنیای مادّی عبور کردم و تنها به یاد او پرداختم، به جایی رسیدم که هم دین و هم دنیا برایم فراموش شدند.