برگردان به زبان ساده
چون غمی زور آورد خود را به صحرا میکشم
ناله را سر میدهم از دیده دریا میکشم
هوش مصنوعی: زمانی که غم و اندوهی به سراغم میآید، برای رهایی از آن به دشت و بیابان میروم و صدای نالهام را بلند میکنم، چشمانم مانند دریا پر از اشک میشود.
راز در دل بیش از این نتوان نهفتن چند و چند
بر سر هر چارسو بانگ علالا میکشم
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم رازهای درونم را پنهان کنم و از شدت احساسات، صدای شوق و شادیام را به گوش همه میرسانم.
نی غلط کی میتوان گفتن به هرکس راز دل
همدمی هرجا بیابم ناله آنجا میکشم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به هر کسی راز دل را گفت، اما هرجا که دوست همدل را بیابم، همانجا ناله و شکایتم را بیان میکنم.
هرکجا گردد دوچارم بیسراپا آگهی
بیسراپا در رهش سر مینهم وامیکشم
هوش مصنوعی: هر جا که بروم و با مشکلات مواجه شوم، با تمام وجود به مسیر او آگاهی میدهم و در کنار او به صورت بیپرده از خودم مایوس نمیشوم.
روز بذل وصل جانافزای خود گر سر کشید
من به گرد کوی او از ضعف تن پا میکشم
هوش مصنوعی: در روزی که جانم را با وصل او سرشار میکند، اگر او از من دور شود، من به خاطر ضعف بدنم با زحمت به دور کوی او میروم.
سرخوشم از نشئهٔ صهبای جام معرفت
چون نیابم محرمی این باده تنها میکشم
هوش مصنوعی: از شادی و سرور ناشی از شناخت و درک عمیق زندگیام، وقتی که نتوانم دوستان و همراهانی برای نوشیدن این جام معرفت پیدا کنم، خودم به تنهایی از آن مینوشم و لذت میبرم.
آگهی باید ز سر جان و آنگه رنج تن
گر نباشم آگه از خود رنج بیجا میکشم
هوش مصنوعی: اگر از جانم خبر نداشته باشم، رنجی که به تن میبرم بیفایده خواهد بود. در واقع، اگر خودم را نشناسم، بیدلیل زجر میکشم.
گاه در چشمم درآید گاه در دل جا کند
از جمالش گاه ساغر گاه مینا میکشم
هوش مصنوعی: گاهی در چشمانم ظاهر میشود و گاهی در دل جای میگیرد. از زیباییاش گاهی شیشهی شراب را پر میکنم و گاهی جام مینوشم.
از برای آنکه در عقبا بیابم راحتی
رنج گوناگون بسی در دارِ دنیا میکشم
هوش مصنوعی: برای اینکه در زندگی پس از مرگ آرامش و راحتی را به دست آورم، در این دنیا با مشکلات و سختیهای فراوانی دست و پنجه نرم میکنم.
سر به سر صحرا ز دود آه من شد کوه کوه
تا نسوزد شهر آهم را به صحرا میکشم
هوش مصنوعی: تمامی دشت به خاطر آههای من تبدیل به کوه شدهاند تا این دشت، شهر من را نسوزاند؛ من آهام را به دشت میبرم.
دردِ روزم را به شب میافکنم ز آشفتگی
کار دی را از پریشانی به فردا میکشم
هوش مصنوعی: دردها و نگرانیهای روز را به شب میسپارم و از بینظمی روز گذشته، افکار پریشانم را به فردا منتقل میکنم.
هر جمیلی از جمالش بادهٔ دارد دگر
بادههای گونهگون زان حُسنِ یکتا میکشم
هوش مصنوعی: هر زیبایی که میبینم، از زیبایی خاص خودش لذتی میبرد، و من از آن زیبایی منحصر به فرد، حالتی متفاوت و دلانگیز را تجربه میکنم.
دیدهام جامست و بت مینا و حسن دوست می
بادهٔ توحید حق زین جام و مینا میکشم
هوش مصنوعی: من چشمم به جام و مینا و زیبایی دوستت افتاده، و از این جام و مینا، مینوشم تا به حق و یگانگی خدا برسیم.
آن صهیبی کو کند پرهیز از صهباییم
آن صهیبم من که با پرهیز صهبا میکشم
هوش مصنوعی: کسی که از نوشیدن شراب پرهیز میکند، به نوعی خود را از لذتهای آن محروم میکند. اما من همان فردی هستم که با وجود پرهیز از شراب، همچنان از طعم و لذتهای آن بهره میبرم.
فیض میخواهد که سرّ خویش را پنهان کند
من ز نظمش اندکاندک رازها وامیکشم
هوش مصنوعی: کسی که میخواهد از خوشیها و اسرارش محافظت کند، بهدنبال برکات و الهامات است؛ اما من با بررسی دقیق و تدریجی شعرش، رازهایش را افشا میکنم.