برگردان به زبان ساده
من تاب فراق تو ندارم
نقش تو بسینه مینگارم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دوری تو را تحمل کنم و تصویر تو را بر روی قلبم نقش میزنم.
باشد روزی رخت به بینم
تا جان بلقای تو سپارم
هوش مصنوعی: من امیدوارم روزی تو را ببینم تا بتوانم جانم را در عشق تو فدای تو کنم.
شد در رگ و ریشه تیر عشقت
از هم بگسست پود و تارم
هوش مصنوعی: عشق تو به عمق وجودم نفوذ کرده و تمام تار و پود زندگیام را از هم گسسته است.
از بادهٔ آن دو چشم مستت
گه سر خوش و گاه در خمارم
هوش مصنوعی: از شراب چشمان زیبایت گاهی سرشار از شادیام و گاهی در حالت افسردگی و غم.
وز بوی دو زلف عنبرینت
آشفته و مست و بیقرارم
هوش مصنوعی: از عطر دو زلف خوشبوی تو به شدت هیجانزده و بیتاب و سرگشتهام.
وز لعل لب شکر فروشت
تلخ است مذاق انتظارم
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی احساس تلخی را نسبت به انتظار و آرزوها بیان میکند. گویا شخص از دیدن زیباییها و لذتها همچون لعل لبهای معشوق، احساس حرمان و تلخی میکند و مزهئی تلخ از انتظارش دارد. این متنی از تضاد بین زیبایی و تلخی درون اوست که به خاطر دوری یا عدم رسیدن به مطلوبش ذوقش تلخ میشود.
جز وصل تو مقصدی ندارم
جز یاد تو مونسی ندارم
هوش مصنوعی: جز وصال تو هدفی ندارم و جز یاد تو همدمی ندارم.
دیریست که در سر من این هست
کاندر قدم تو جان سپارم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در ذهنم این فکر است که در برابر تو جانم را فدای تو کنم.
لطفی لطفی که سوخت جانم
رحمی رحمی که سخت زارم
هوش مصنوعی: مهر و محبت دیگری به من ببخش که جانم به خاطر آن به تنگ آمده است و رحمتی که در این حال سخت به من آسیب زده و باعث ناراحتیام شده است.
باران کرم ببار بر فیض
آبی آور بروی کارم
هوش مصنوعی: باران کرم ببار تا برکات و نعمتها بر من نازل شود و در کارهایم تاثیر بگذارد.