برگردان به زبان ساده
همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
بکمینگه وصالت همه انتظار بودم
هوش مصنوعی: تمامی عمرم را در انتظار روی تو صرف کردهام و برای رسیدن به وصالت، همه تلاشهایم در گودالی از خاک محصور شده است.
بفغان گهی و گاهی بطرب ترانه کردم
که مگر تو رحم آری همه نغمهٔ سرودم
هوش مصنوعی: گاهی با ناله و فریاد و گاهی با صدای خوش و آهنگین آواز میخواندم، امید داشتم که شاید تو به من رحم کنی و به نغمههایم توجه کنی.
بخیال من که هر دم بره تو میدهم جان
بگمان تو که هرگز بتو آشنا نبودم
هوش مصنوعی: در ذهن من هر لحظه وجود تو را به خاطر میآورم و جانم را به تو میدهم، اما تو گمان میکنی که من هرگز با تو آشنا نبودهام.
دل و جان و دین و دنیا خرد و صلاح و تقوی
بره تو رفته رفته همه رفت هر چه بودم
هوش مصنوعی: زندگی و همه آنچه داشتم، از دل و جان و ایمان و دنیایم گرفته تا عقل و درستی و پرهیزکاری، به تدریج از من رفته و دیگر چیزی از من باقی نمانده است.
چکنم دلم نخواهد ز جهان به جز تو یاری
بیکان یکان نشستم همه را بیازمودم
هوش مصنوعی: دلم نمیخواهد از این دنیا به جز تو کسی را داشته باشم. همه را امتحان کردهام و به جز تو هیچکس را قبول ندارم.
نرود ز آینه دل سبحات عکس رویت
که بصیقل جمالت دل تیره را زدودم
هوش مصنوعی: آینه دل از زیبایی تو خالی نشود، چون من با درخشندگی جمال تو، دل تیرهام را پاک کردم.
چو حدیث جانفزایت نشنید گوش جانم
چو تو دلبری ندیدم همه را بخود نمودم
هوش مصنوعی: وقتی صحبتهای دلانگیز تو را نشنیدم، گوش جانم به چیزی دیگر attentive نشد و چون تو را ندیدم که دلربا باشی، همه را به خودم نسبت دادم.
شب فرقت تو آمد بدلم هزار عقده
بتو چشم چون گشودم همه عقدها گشودم
هوش مصنوعی: شب جدایی تو فرارسید و دلم پر از دغدغهها و ناراحتیها شد. وقتی به چشمان تو نگریستم، همه آن دردها و پیچیدگیها برطرف شد.
دل فیض بیخودانه بهوای تست در رقص
که تو شمع و من بگرد سر تو مثال دودم
هوش مصنوعی: دل من بیاختیار و به شوق تو است و در حال رقص و شادمانی به دور تو میچرخم، مثل دود که دور شمع میچرخد.