برگردان به زبان ساده
یکبوسه از آن دو لب گرفتم
ز آن بادهٔ بوالعجب گرفتم
هوش مصنوعی: از آن دو لب یک بوسه گرفتم و از آن نوشیدنی شگفتانگیز لذت بردم.
ز آن تنگ دهان شکر مزیدم
ز آن نخل روان رطب گرفتم
هوش مصنوعی: به خاطر دهان کوچک آن، شکر بیشتری به من میدهد و از آن نخل سرسبز خرما میچینم.
مهرش بدل شکسته بستم
ذکر خیرش بلب گرفتم
هوش مصنوعی: محبت او را با دل شکسته در دل نگه داشتم و دربارهاش به نیکی صحبت کردم.
زان مصحف روی خواندم آیات
ز آن زلف بحق سبب گرفتم
هوش مصنوعی: از آن کتاب مقدس که روی تو را مینویسد، آیات را خواندم و از آن زلف زیبا راست به حقیقت دست یافتم.
تیر نگهش بروز خوردم
تار زلفش بشب گرفتم
هوش مصنوعی: من در روز تیرگی چشمانش را دیدهام و در شب، تار زلفش را در آغوش گرفتهام.
بس فیض کز آن جمال بردم
بس کام که بی طلب گرفتم
هوش مصنوعی: من از زیبایی او بهرهها بردم و به خواستههای زیادی رسیدم، بدون آنکه چیزی از کسی بخواهم.
میها خوردم بر غم زهاد
از بیادبان ادب گرفتم
هوش مصنوعی: من از زاهدان در دل غم مینوشم و از نادانیهای بیادبان، ادب و آداب را یاد گرفتم.
اندوه بعاقلان سپردم
عاشق شدم و طرب گرفتم
هوش مصنوعی: من غم و اندوه را به عاقلان سپردم و خودم عاشق شدم و به شادی و خوشحالی پرداختم.
رو جانب قدس کردم آخر
چون فیض ره عجب گرفتم
هوش مصنوعی: بالاخره با توکل به خدا، به مقام والایی رسیدم، زیرا با عقل و دقت در مسیر شگفتیها قدم گذاشتم.