برگردان به زبان ساده
منزلگه یار است دل ماوای دلدارست دل
از غیر بیزارست دل کی جای اغیار است دل
هوش مصنوعی: دل ما خانهی محبوب است و جایی برای عشق او. دل از هرچه غیر اوست دلزده و بیزار است. دل نه جای دیگری است و نه به کسی غیر از او تعلق دارد.
جمعیت خاطر مده از دست بهر کار تن
در بارگه قدس جان پیوسته در کار است دل
هوش مصنوعی: دل از غم و اندوه رهایی نمییابد، حتی اگر به دنبال خوشیها و جمعیتها باشیم. در حقیقت، در حال حاضر دل در حال کار کردن و تلاش برای رسیدن به آرامش و حقیقتی والاتر است.
گر در ره دلدار نیست بر اهل دل عار است جان
از مهر جانان گر تهیست بر دوش جان بار است دل
هوش مصنوعی: اگر در راه معشوق چیزی برای دلسوزان نباشد، این برای آنها ننگ است. اگر جان از عشق محبوب خالی باشد، این بار سنگینی بر دوش روح است.
از پرتو رخسار او جان مجمع انوار شد
از عکس خال و خط او پیوسته گلزار است دل
هوش مصنوعی: از زیبایی چهره او، جان همه نورها روشن شده است و به دلیل نقوش و خط خال او، دل همیشه گلزار و شاداب است.
تا روی او را دیدهام محراب جان ابروی اوست
تا چشم او را دیدهام پیوسته بیمار است دل
هوش مصنوعی: چهره محبوب برای من همانند مکانی مقدس است که روح من در آنجا آرامش مییابد و چشم او همچون درمانی است که دل مرا همیشه نگران و بیمار نگه میدارد.
گیسوش تا آشفته شد دود از سر من میرود
تا شد پریشان زلف او مشتاق زنار است دل
هوش مصنوعی: وقتی که موهای او به هم ریخت و آشفته شد، حس میکنم که عذاب و درد از سر من دور میشود. دل من در جستجوی زنار یا کمربند اوست، یعنی به عشق و زیبایی او آغشته شده است.
طرز خرام قامتش یاد از قیامت میدهد
جان واله از بالای او بیخود ز رفتار است دل
هوش مصنوعی: حرکات و زیباییهای او انسان را به یاد روز قیامت میاندازد. جان عاشقش از آنچه که او میرقصد، ناآرام و مجنون شده است. دل نیز تحت تأثیر رفتار او به شدت درگیر و بیتاب است.
بر دور شمع روی او پروانهٔ دل بیشمار
در تار زلفش مو بمو گم گشته بسیار است دل
هوش مصنوعی: در اطراف شمع وجود او، پروانههای دل فراوانی وجود دارند که در تار و پود زلفهایش به وفور گم شدهاند. دل بسیاری از عاشقان در این تار و پود محو شده است.
از روی او در آتشم از موی او در دود و آه
از خوی او جان در بلا در عشق او زار است دل
هوش مصنوعی: نگاه به او مرا میسوزاند و موهایش به من احساس غم و درد میدهد. از محبت او جانم در رنج و سختی است، و دلِ عاشق من به خاطر عشقش به شدت ناله میکند و گاهی به حالت زاری در میآید.
تا در دل من جا گرفت عشقش بدل ماوا گرفت
کار جنون بالا گرفت از عقل بیزار است دل
هوش مصنوعی: عشق او در قلبم جا گرفت و به مکانی ثابت بدل شد. کار جنون افزایش پیدا کرد و دل از عقل فاصله گرفت.
گاهی ز وصلش سرخوشم گاهی بهجران مبتلا
گه سود دارد گه زیان در عشق ما زار است دل
هوش مصنوعی: گاهی از وصال او خوشحالم و گاهی به خاطر دوریاش دچار مشکل میشوم. عشق ما گاهی سودآور و گاهی زیانبار است و دل من در این عشق زار و نزار است.
دل را به بند ای فیض دراز جسم و بگشا سوی جان
زان رهگذر راحت رسان زین ره در آزار است دل
هوش مصنوعی: ای فیض، دل را در بند خود نگهدار و در عوض جسم را آزاد کن تا روح بتواند به سوی جان برود. از آن راهی که راحتی میآورد، من را هدایت کن، زیرا این مسیر برای دل آزاردهنده است.