برگردان به زبان ساده
در دلم مهر ماهروئی بس
در سر از عشقهای و هوئی بس
هوش مصنوعی: در دلم عشق و محبت یک زیباروی جای دارد و در سرم، افکار و احساسات زیادی درباره عشق و عاشقی میچرخد.
آب چشم و هوای دل داری
آتش عشق و خاک کوئی بس
هوش مصنوعی: تو احساساتی عمیق و دلانگیز داری که نشاندهندهی عشق و شور و شوقت است و در کنار آن، همراهی با سرزمین عشق و زیبایی نیز داری.
چون مرا نیست تاب بزم وصال
سر کوئی و جستجوئی بس
هوش مصنوعی: زیرا که من نمیتوانم تحمل کنم تا به مهمانی وصال بروم، پس به دنبال سر کوی تو میگردم.
بخیال از وصال خرسندم
ز آب دنیا مرا سبوئی بس
هوش مصنوعی: من از امید وصال خوشحال هستم و به زیباییها و لذتهای زندگی نگاه میکنم، برایم یک ظرف کافی است تا از آب زندگی بهرهمند شوم.
زان دهان قانعم به دشنامی
یادم آرد بگفتگوئی بس
هوش مصنوعی: من از آن دهان راضیام که حتی با دشنام هم یادم میآورد، زیرا همین گفتگو برایم کافی است.
دست در گردنش نیارم کرد
زان رخ و زلف رنگ و بوئی بس
هوش مصنوعی: اگر دستم را بر گردنش نگذارم، به خاطر زیبایی و عطر چهره و موی اوست.
هر دو عالم فدای یک مویش
فیض را مویه و موئی بس
هوش مصنوعی: تمام دنیاها را فدای یک تار موی او میکنم. بس است که فیض را به خاطر او زاری کنم.