برگردان به زبان ساده
از نکاه نیم مستت العیاذ
وز بلای زلف شستت العیاذ
هوش مصنوعی: نگاه تو مرا نیمه مست کرده و من از بلا و گرفتاری زلف تو به خدا پناه میبرم.
بر صف دلها زد و تاراج کرد
فتنهای چشم مستت العیاذ
هوش مصنوعی: چشمان پر ز شوق تو به قلبها حمله میکنند و مثل طوفانی آنها را متزلزل و بیقرار میسازند.
دل ز من بردی و قصد جان کنی
کی برم من جان ز دستت العیاذ
هوش مصنوعی: تو دل مرا از من گرفتی و میخواهی جانم را بگیری، اما چگونه میتوانم جانم را از دست تو برطرف کنم؟ پناه بر خدا!
زلف بگشا موبمو وارس به بین
هیچ دل از دام رستت العیاذ
هوش مصنوعی: گیسوانت را باز کن و با دقت نگاه کن، هیچ دلی از دام عشق رهایی نیافته است، پناه بر خدا.
از میانت نیست چیزی در میان
وز دهان نیست هستت العیاذ
هوش مصنوعی: هیچ چیزی از تو در میان نیست و از دهان تو نیز هیچ چیز به بیرون نمیآید، به خداوند پناه میبرم.
از سرا پا هرچه داری الحذر
پای تا سر هر چه هستت العیاذ
هوش مصنوعی: از هر چیزی که در وجودت هست، خودت را حفظ کن و مراقب باش. در هر گوشهی وجودت، سر تا پا از آنچه داری، احتیاط کن.
فیض از تو هم پناه آرد بتو
گرنه پروای منست العیاذ
هوش مصنوعی: اگر تو نبودي، فیض و رحمت هم به کمک نمیآمد، زیرا تنها در سایه توست که به من پناه داده میشود.