برگردان به زبان ساده
خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد
این مایهٔ آشوب و بلا را که خبر کرد
هوش مصنوعی: عدم بودن ما خوشایندتر از وجود ما بود، که این آشوب و مصیبت را به وجود آورد، چه کسی چنین خبری را به ما رساند؟
خون شد دلم از یاد سراپردهٔ فطرت
زآسایش جان جور و جفا را که خبر کرد
هوش مصنوعی: دل من به شدت داغدار و پرآشوب است، زیرا یاد فطرت و سرشت پاکم مرا به یاد رنجها و کمبودهایی میاندازد که در زندگی متحمل شدهام.
این تن ز کجا راه به سر منزل جان برد
این زنده بلا مرده بلا را که خبر کرد
هوش مصنوعی: این جسم از کجا به سر منزل جان میرسد؟ این زنده که درد و رنج را تحمل میکند، چه کسی او را از حال مردهی بدون درد خبر میکند؟
آرامگه بیخبری بود بهشتی
بیداری و هشیاری ما را که خبر کرد
هوش مصنوعی: در جایی که انسان ها به خواب غفلت رفته اند، بیداری و هوشیاری ما را از آن جستجوی بهشت آگاه کرده است.
در دایرهٔ کون به غیر از تو نگنجد
«من» چون به میان آمد و «ما» را که خبر کرد
هوش مصنوعی: در عالم وجود، هیچ چیز جز تو جا نمیگیرد. وقتی من به میان آمدم، چه کسی از ما خبر داشت؟
از کشور وحدت دو جهان چون به در آمد
تقدیر کجا بود قضا را که خبر کرد
هوش مصنوعی: از سرزمین اتحاد دو عالم، وقتی سرنوشت بیرون آمد، قضا چه جایی داشت که از پیش خبر دهد.
روزی که الست تو بیاراست جهان را
هشیاری اصحاب بلا را که خبر کرد
هوش مصنوعی: روزی که در عالم الست، حقایق برای همه روشن شد، این آگاهی به دوستان و کسانی که در سختیها هستند، منتقل شد.
عشق تو به هر بیسر و پا راه چسان یافت
معمار خرابات فنا را که خبر کرد
هوش مصنوعی: دوست داشتن تو چطور مهارت این را پیدا کرد که معمار خانهی نابودی را بسازد، در حالی که هیچ نشانهای از خودش ندارد؟
سودای سخن فیض چسان بر سرش افتاد
این پردهدرِ شرم و حیا را که خبر کرد
هوش مصنوعی: به چه دلیل این اشتیاق به سخن و کلام در دلش به وجود آمده؟ این سخن در حالی که پردهای از شرم و حیا بر چهره دارد، چه کسی را متوجه خود کرده است؟