برگردان به زبان ساده
وصل با دلدار میباید مرا
فصل از اغیار می باید مرا
هوش مصنوعی: برای من ضروری است که به محبوب برسیم و از دیگران فاصله بگیرم.
چون نی ام از اصل خود ببریده اند
نالهای زار می باید مرا
هوش مصنوعی: من مانند نی هستم که از ریشهاش جدا شدهام، بنابراین باید ناله و شیون کنم.
من کجا و رسم عقل و دین کجا
مست یارم یار می باید مرا
هوش مصنوعی: من در کجا هستم و راه عقل و دین در کجا است؟ من دیوانه عشق هستم و برای من باید یاری باشد که مرا در این عالم تنها نگذارد.
بی وصال او نمیخواهم بهشت
دار بعد از جار میباید مرا
هوش مصنوعی: بدون وصال او، بهشت برایم بیاهمیت است و باید بعد از نوشیدن شراب، مرا به حال خود بگذارند.
عشق از نام نکو ننگ آیدش
عاشقم من عار می باید مرا
هوش مصنوعی: عشق وقتی نام نیک را بشنود، احساس شرم میکند. من عاشق هستم و همین باعث شده که احساس عذاب و ننگ داشته باشم.
عقل دادم بستدم دیوانگی
شیوهٔ این کار میباید مرا
هوش مصنوعی: من عقل و خرد را کنار گذاشتهام و به دیوانگی روی آوردهام؛ برای انجام این کار باید راه و شیوهای پیدا کنم.
تا بکی این راز را پنهان کنم
مستی و اظهار میباید مرا
هوش مصنوعی: چقدر باید این راز را مخفی نگه دارم؟ زمان آن رسیده که از سرخوشی و حال خوبم بگویم.
سر زمن سر میزند بی اختیار
محرم اسرار میباید مرا
هوش مصنوعی: به طور ناخواسته، رازهایی را در دل دارم که باید به کسی بگویم؛ کسی که میتواند آنها را درک کند و به گوشهای از دل من راه پیدا کند.
گفتگو بگذار فیض و کار کن
در ره او کار میباید مرا
هوش مصنوعی: با هم صحبت نکنیم و بهتر است که به کار و فعالیت بپردازیم. در مسیر او باید تلاش کنم.