برگردان به زبان ساده
بهر گلی اگرم ناله و نوائی هست
بجان تو اگرم جز تو مدعائی هست
هوش مصنوعی: اگر برای گلی ناله و صدایی وجود دارد، این فقط برای توست و جز تو کسی دیگر در دل من مدعایی ندارد.
مگو مگو زکجا آمدی کجا رفتی
ببین ببین که به جز سایه تو جائی هست؟
هوش مصنوعی: نگو از کجا آمدهای و کجا میروی؛ فقط تماشا کن که جز سایه تو، آیا جایی وجود دارد؟
مگو مگو بجهان آشنا کرا داری
ببین ببین بجهان جز تو آشنائی هست؟
هوش مصنوعی: از خود نپرس که در این دنیا چه کسی را میشناسی. خوب نگاه کن، آیا غیر از تو هم کسی در این دنیا آشنا و نزدیک وجود دارد؟
مرا بغیر هوای تو و رضای تو
هوای دیگر اگر هست و مدعائی هست
هوش مصنوعی: من جز برای تو و رضایت تو در دل هیچ خواسته و آرزوی دیگری ندارم.
هوا بسر نرسانم بمدعا نرسم
چه مدعا چه هوا جز تو روی ورائی هست؟
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به آرزوی خود برسم و نتوانم به آن شرایط خاصی که میخواهم دست یابم. به هر حال، آرزو و خواستهای جز دیدار تو وجود ندارد.
بخاک درگه تو گر روم بجای دگر
کجا روم به جز این آستانه جائی هست؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به خاک درگاه تو بروم، به کجا میتوانم بروم جز این آستان؟ جایی بهتر از اینجا وجود ندارد.
مقابل گل رویت نشینم و نالم
چو عندلیب که در گلشن نوائی هست
هوش مصنوعی: من در برابر گل روی تو نشستهام و در دل دلم، آهنگ و نالهای دارم، مانند قناری که در باغ آواز زیبایی سر میدهد.
وصال دوست چو خواهی بساز با غم دوست
چو گنج باشد ناچار اژدهائی هست
هوش مصنوعی: اگر به وصال دوست میاندیشی، باید با غم او نیز ساخت و ساز کنی. چرا که مانند گنجی ارزشمند، رسیدن به آن مستلزم مواجهه با سختیها و رنجهاست.
اگر جهان همه بیگانه شد زفیض چه باک
چو التفات نهان تو آشنائی هست
هوش مصنوعی: هرگز نگرانی نداشته باش اگر دنیای بیرون به تو احساس بیگانگی داد، چرا که محبت و توجه پنهان تو، بهترین آشنایی است.