برگردان به زبان ساده
گو برو عقل از سرم در سر هوای یار هست
گو برو دل از برم در بر غم دلدار هست
هوش مصنوعی: برو از سرم، زیرا که در فکر یارم؛ برو از دلم، چون در آغوش غم معشوق هستم.
بر تنم سر سرنگون شو شور عشقش بجاست
دیده ام گو غرق خون شو حسرت دیدار هست
هوش مصنوعی: بر تنم شور عشق او به طور عمیقی حس میشود. چشمان من انگار دچار خونریزی شدهاند، چرا که آرزوی دیدار او در دلم موج میزند.
در کدوی سر شراب عشق و در دل مهر دوست
در درون عاشقان میخانه و خمار هست
هوش مصنوعی: در کدو، عشق و محبت به صورت شراب جاری است و در دل محبتورزان، حس دوستی و عشق وجود دارد. در دل عاشقان، حال و هوای میخانه و نشئگی به وضوح دیده میشود.
گه خیال روی او گاهی خیال خوی او
در سر شوریده عشق بهشت و نار هست
هوش مصنوعی: گاهی فکر چهره او به سرم میآید و گاهی هم به خودم میاندیشم. در دل دیوانهی عشق، بهشت و جهنم در کنار هم وجود دارد.
هم دل و هم جان فداکن یار هم جان و دلست
جان بر جانان فراوان دل بر دلدار هست
هوش مصنوعی: دوست من هم روح و هم دل من است، پس جانم را به خاطر او فدای او میکنم. جان من به خاطر محبوبم بسیار است و دل من نیز متعلق به معشوق است.
ای که نظاره بگلهای گلستان میکنی
دیدهٔ جانرا جلا ده در دلت گلزار هست
هوش مصنوعی: ای کسی که به گلهای باغ توجه میکنی، باید چشم دل خودت را روشن کنی، چون در درونت باغی پر از گل وجود دارد.
بار تن بر جان منه گر بار خواهی بر درش
کافرم من گر گران جانرا بر او بار هست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بار سنگینی بر دوش وجودم بگذاری، بهتر است آن را بر در آوری، چون من به آن بار سنگین اعتراف نمیکنم؛ حتی اگر جانم نیز بر دوش آن بار باشد.
بر دل و جان کن گوارا هر چه آید از حبیب
درد خوشتر آدمی را درد کی در کار هست
هوش مصنوعی: هر چیزی که از محبوب به دل و جان آدمی میرسد، باید خوشایند و دلپذیر باشد، زیرا درد و سختی در زندگی برای انسان امری طبیعی است و همیشه وجود دارد.
فیض پندارد کسی از حال او آگاه نیست
حرف رندیهای او بر سرهر بازار هست
هوش مصنوعی: کسی فکر میکند که دیگران از وضعیت او خبر ندارند، اما صحبتهای شیطنتآمیز او در هر مکان و جمعی مطرح میشود.