برگردان به زبان ساده
مگو که چهره او را نقاب در پیشست
ترا زهستی و همی حجاب در پیشست
هوش مصنوعی: نگو که چهرهاش در پس نقابی پنهان است، چون تو خود با وجود زندگیات همواره در پردهای از حجاب قرار داری.
حجاب دیدن آن روی شرک و خودبینی است
زهستی تو رخش را نقاب در پیشست
هوش مصنوعی: تماشای آن زیبایی که درون آن اعتبار شرک و خودپسندی است، در واقع به خاطر این است که پردهای بر چهره تو کشیده شده است.
وجود او بمثل همچو آب و تو ماهی
خبر زآب نداری و آب در پیشست
هوش مصنوعی: وجود او مانند آب است و تو همچون ماهی. نمیدانی که در آب هستی و آب همیشه در کنار توست.
گهی به پرده دنیی دری گهی عقبی
بسی زظلمت و نورت حجاب در پیشست
هوش مصنوعی: گاهی در دنیا پردهای وجود دارد و گاهی در آخرت. در میان ظلمت و نور، حجابهایی در پیش روی ماست.
نماید آنکه بود او نه اوست غره مشو
تو تا به آب رسی بس سراب در پیشست
هوش مصنوعی: کسی که به نظر میرسد، در واقع همانطور که به نظر میرسد نیست. فریب نخور، زیرا تا به مقصد برسی، همچنان چیزهایی که میبینی ممکن است تنها خیالات و تردیدها باشند، نه واقعیت.
نظر باو نتوان کرد چون زعکس رخش
بدور باش هزار آفتاب در پیشست
هوش مصنوعی: نگاه کردن به او دشوار است، زیرا زمانی که چهرهاش از من دور باشد، حتی هزاران آفتاب نیز در برابر من قرار دارند.
نگه باو نتواند رسید چون برهش
زتار زلف بسی پیچ و تاب در پیشست
هوش مصنوعی: نگاه کسی به معشوقش نمیتواند برسد، چون زیبایی و جذابیت او مانند پیچ و تابهای زلفش بسیار زیاد است و در برابرش حسی از زیبایی وجود دارد که قابل دسترسی نیست.
کتاب حسن بتان صورت است و او معنی
بهوش باش گرت این کتاب در پیشست
هوش مصنوعی: کتاب حسن بتان تصویری از زیبایی است و او خود معنا و مفهوم واقعی را دارد. بنابراین اگر این کتاب در دست توست، با هوشیاری به آن توجه کن.
چو هوش ماند چون جلوه کرد اینمعنی
اگر محیط شوی اضطراب در پیشست
هوش مصنوعی: وقتی که آگاهی و درک به مرتبهای بلند میرسد و خود را نشان میدهد، اگر در عمل وارد شوی و با محیط و شرایط مواجه شوی، احساس اضطراب و نگرانی در انتظار توست.
بس است فیض زاین فن سخن که سامع را
ز شبهه صد سخن بیحساب در پیشست
هوش مصنوعی: این هنر سخن گفتن به گونهای است که شنونده را از پرسشها و تردیدهای بیپایان پر میکند.