برگردان به زبان ساده
بسی برنیامد برین روزگار
که شد مردم لشکری شش هزار
هوش مصنوعی: بسیاری از روزها به یاد نمیآید که مردم با لشکری به تعداد شش هزار نفر آماده نبودهاند.
فرستاد شاپور کارآگهان
سوی طیسفون کاردیده مهان
هوش مصنوعی: شاپور، ماموران کارآزمودهای را به سوی تیسفون فرستاد تا کارهای مهم و ضروری را انجام دهند.
بدان تا ز قیصر دهند آگهی
ازان برز درگاه با فرهی
هوش مصنوعی: بدان که وقتی از طرف قیصر (حاکم) خبری به درگاه (کاخ) برسد، با فردی با فرهنگ و آگاه در میان خواهد بود.
برفتند کارآگهان ناگهان
نهفته بجستند کار جهان
هوش مصنوعی: دستاندرکاران و متخصصان به طور ناگهانی ناپدید شدند و در پی آن، اوضاع دنیا تغییر کرد.
بدیدند هرگونه بازآمدند
بر شاه گردنفراز آمدند
هوش مصنوعی: آنان هر چه را که دیدند، برگشتند و با افتخار به پیش شاه آمدند.
که قیصر ز می خوردن و از شکار
همی هیچ نندیشد از کارزار
هوش مصنوعی: قیصر نه درباره نوشیدن شراب و نه در مورد شکار، به هیچ وجه به فکر جنگ و مبارزه نیست.
سپاهش پراگنده از هر سوی
به تاراج کردن به هر پهلوی
هوش مصنوعی: سربازان از هر طرف پخش شدهاند تا به غارت و چپاول بپردازند.
نه روزش طلایه نه شب پاسبان
سپاهش همه چون رمه بیشبان
هوش مصنوعی: نه روزش روشنی دارد و نه شبش محافظتی برای آن، همه مردم مثل گلهای از دامها بدون چوپان هستند.
نبیند همی دشمن از هیچ روی
پسند آمدش زیستن برزوی
هوش مصنوعی: دشمن هرگز چیز نیکویی را نمیبیند و برای او زندگی در سختی و دشواری بهتر از آن است که در خوشبختی باشد.
چو شاپور بشنید زان شاد شد
همه رنجها بر دلش باد شد
هوش مصنوعی: زمانی که شاپور از آن خبر خوش را شنید، دلش شاد شد و تمام رنجها و نگرانیها از دلش رفت.
گزین کرد ز ایرانیان سه هزار
زرهدار و برگستوان ور سوار
هوش مصنوعی: از میان ایرانیان سه هزار نفر را که زرهپوش و سوار بودند، انتخاب کرد.
شب تیره جوشن به بر در کشید
سپه را سوی طیسفون برکشید
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، جنگجویان خود را آماده کردند و به سوی طیسفون حرکت کردند.
به تیره شبان تیز بشتافتی
چو روشن شدی روی برتافتی
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، با شتاب به جلو رفتی، اما به محض اینکه روشنی کمکم پیدا شد، از آنجا دور شدی.
همی راندی در بیابان و کوه
بران راه بیراه خود با گروه
هوش مصنوعی: تو در بیابان و کوه در حال حرکت هستی و بدون داشتن راه مشخص، با گروهی از دیگران به سمت جلو میروی.
فزون از دو فرسنگ پیش سپاه
همی دیدهبان بود بیراه و راه
هوش مصنوعی: پیش از دو فرسنگ از سپاه، دیدهبان وجود داشت که راههای درست و نادرست را میشناخت.
چنین تا به نزدیکی طیسفون
طلایه همی راند پیش اندرون
هوش مصنوعی: نیروها به سوی طیسفون در حال پیشروی هستند و به نزدیکی آن شهر رسیدهاند.
به لشکر گه آمد گذشته دو پاس
ز قیصر نبودش به دل در هراس
هوش مصنوعی: بخشی از ارتش به میدان آمد و پس از گذشت دو نوبت از قیصر، هیچ ترسی در دلش حس نمیکرد.
ازان مرز بشنید آواز کوس
غو پاسبانان چو بانگ خروس
هوش مصنوعی: از آن سرزمین صدای نوا و شیپور نگهبانان به گوش میرسد، مانند صدای خروس که صبح را اعلام میکند.
پر از خیمه یک دشت و خرگاه بود
ازان تاختن خود که آگاه بود
هوش مصنوعی: در دشت، خیمههای زیادی برپا شده بود و این به خاطر سرعت و آگاهی پایدار آن شخص بود.
ز می مست قیصر به پردهسرای
ز لشکر نبود اندران مرز جای
هوش مصنوعی: از نوشیدنی مستکنندهای که قیصر نوشیده، در خانهی پردهدار (هنرپیشگان) خبری از لشکر نیست و در آن مرز جایی برای آنها وجود ندارد.
چو گیتی چنان دید شاپور گرد
عنان کیی بارگی را سپرد
هوش مصنوعی: وقتی دنیا به شاپور چنین نگریست، او نیز به شایستگی بار مسئولیت را بر دوش گرفت.
سپه را به لشکرگه اندر کشید
بزد دست و گرز گران برکشید
هوش مصنوعی: سردار سپاه را به میدان نبرد فراخواند و با قدرت و شدت، سلاح سنگین خود را آماده نبرد کرد.
به ابر اندر آمد دم کرنای
جرنگیدن گرز و هندی درای
هوش مصنوعی: صدای کرنای هندی در دل ابر به گوش میرسد و به همراه آن صدای رعد و برق شبیه به ضربههای سنگین است.
دهاده برآمد ز هر پهلوی
چکاچاک برخاست از هر سوی
هوش مصنوعی: از همه طرف، صدای شلوغی و هیاهو به گوش میرسد و نوری درخشان از هر سو به چشم میخورد.
تو گفتی همی آسمان بترکید
ز خورشید خون بر هوا برچکید
هوش مصنوعی: تو گفتی که آسمان به خاطر تابیدن خورشید، مانند شکافی که خون بر روی هوا پاشیده باشد، ترکیده است.
درفشیدن کاویانی درفش
شب تیره و تیغهای بنفش
هوش مصنوعی: پرچم کاویان در شب تار و تیغهای بنفش درخشان است.
تو گفتی هوا تیغ بارد همی
جهان یکسره میغ دارد همی
هوش مصنوعی: تو گفتی که در آسمان، بارانی همچون تیغ میبارد و این وضعیت باعث میشود که سراسر جهان غمی مستمر داشته باشد.
ز گرد سپه کوه شد ناپدید
ستاره همی دامن اندرکشید
هوش مصنوعی: از گرد و غبار سپاه، کوه ناپدید شد و ستاره نیز دامن خود را جمع کرد.
سراپردهٔ قیصر بیهنر
همی کرد شاپور زیر و زبر
هوش مصنوعی: شاپور همواره سعی میکرد تا زیبایی و شکوه دربار قیصر را حتی اگر به ظاهر بیفایده و بیهنر به نظر میرسید، زیر و رو کند و تغییراتی ایجاد کند.
به هر گوشهای آتش اندر زدند
همی آسمان بر زمین بر زدند
هوش مصنوعی: در هر گوشهای آتش شعلهور شد و آسمان بر روی زمین فرود آمد.
سرانجام قیصر گرفتار شد
وزو اختر نیک بیزار شد
هوش مصنوعی: سرانجام، پادشاه دچار مشکل و سختی شد و از ستاره ی خوشبختی خود ناامید گردید.
وزان خیمهها نامداران اوی
دلیر و گزیده سواران اوی
هوش مصنوعی: از آن خیمهها، مردان شجاع و برگزیدهای که سوارکار هستند، بیرون میآیند.
گرفتند بسیار و کردند بند
چنین است کردار چرخ بلند
هوش مصنوعی: چرخ روزگار بسیار از انسانها را به دام انداخته و در بند خود کرده است.
گهی زو فراز آید و گه نشیب
گهی شادمانی و گاهی نهیب
هوش مصنوعی: زمانی انسان در اوج خوشحالی و رضایت قرار میگیرد و زمانی دیگر در وضعیت ناامیدی و غم. این نوسانات زندگی طبیعی است و هر لحظه ممکن است حال و احوال آدمی تغییر کند.
بیآزاری و مردمی بهترست
کرا کردگار جهان یاورست
هوش مصنوعی: بهتر است که بیآزار و مردمی باشیم، چرا که خداوند جهان را یاریگر ماست.