برگردان به زبان ساده
چو پالیزبان گفت و موبد شنید
به روشن روان مرد دانا بدید
هوش مصنوعی: وقتی نگهبان مزرعه صحبت کرد و دبیر متوجه شد، مرد دانایی را با اندیشهای روشن دید.
که آن شیردل مرد جز شاه نیست
همان چهر او جز در گاه نیست
هوش مصنوعی: مردی که دلیر و شجاع است، جز شاه نیست و چهرهاش مانند کسی است که در درگاه سلطنت قرار دارد.
فرستادهای جست روشنروان
فرستاد موبد بر پهلوان
هوش مصنوعی: موبد برای پهلوان، پیامآور روشنی و روشنفکری فرستاده است.
که پیدا شد آن فر شاپور شاه
تو از هر سوی انجمن کن سپاه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که نشانهای از قدرت و عظمت شاپور شاه در اینجا مطرح شده است. انگار که جمعیت و گروهی را به دور خود جمع کرده و از هر سو از او و شکوهش سخن میگویند. این تصویر نشاندهندهی جلال و شکوه او در میان مردم است.
فرستادهٔ موبد آمد دوان
ز جایی که بد تا در پهلوان
هوش مصنوعی: فرستادهٔ موبد به سرعت از جایی آمد که در آنجا پهلوانی وجود داشت.
بگفت آنک در باغ شادی و بخت
شکفته شد آن خسروانی درخت
هوش مصنوعی: آن کس که در باغ خوشحالی و شانس شکوفا شد، همانند درختانی است که به زیبایی و شکوه در آمدهاند.
سپهبد ز گفتار او گشت شاد
دلش پر ز کین گشت و لب پر ز باد
هوش مصنوعی: سپهبد از سخنان او خوشحال شد، اما در دلش پر از کینه شد و لبهایش از خشم پر گردید.
به دادار گفت ای جهاندار راست
پرستش کنی جز ترا ناسزاست
هوش مصنوعی: خداوند را خطاب کرد که ای پادشاه جهانیان، تنها تو شایسته پرستش هستی و هیچ پرستش دیگری جز تو نادرست است.
که دانست هرگز که شاپور شاه
ببیند سپه نیز و او را سپاه
هوش مصنوعی: هرگز کسی ندانست که شاه شاپور سپاه را ببیند و او نیز خود را در میان لشکر ببیند.
سپاس از تو ای دادگر یک خدای
جهاندار و بر نیکویی رهنمای
هوش مصنوعی: تشکر و قدردانی میکنم از تو، ای پروردگار عادلی که فرمانروای جهانی و راهنمای نیکوییها هستی.
چو شب برکشید آن درفش سیاه
ستاره پدید آمد از گرد ماه
هوش مصنوعی: وقتی شب فرا رسید و پرچم سیاه بالا رفت، ستارهها از دور ماه نمایان شدند.
فراز آمد از هر سوی لشکری
به جایی که بد در جهان مهتری
هوش مصنوعی: از هر سو لشکری به جایی آمد که در دنیا، قدرت و تسلطی وجود داشت.
سوی سورستان سربرافراختند
یگان و دوگانه همی تاختند
هوش مصنوعی: به سمت سرزمین شادی و سرور حرکت کردند و گروهها با هم به سمت آنجا روان شدند.
به درگاه پالیزبان آمدند
به شادی بر میزبان آمدند
هوش مصنوعی: به خانه و مهمانی پذیرا آمدند و به شادمانی در کنار میزبان جمع شدند.
چو لشکر شد آسوده بر درسرای
به نزدیک شاه آمد آن پاکرای
هوش مصنوعی: وقتی که لشکریان آرام شدند و به درب خانه رسیدند، آن فرد با اندیشه پاک به نزد شاه رفت.
به شاه جهان گفت پس میزبان
خجستست بر ماه پالیزبان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به طور غیرمستقیم به این اشاره دارد که میزبانان و افرادی که در مهمانیها و gatherings حضور دارند، از نظر اهمیت و شخصیت به اندازهای بالا هستند که میتوان آنها را با ماه مقایسه کرد. در واقع، اشاره به فضیلت و اهمیت میزبانی و جمعهای دوستانه دارد.
سپاه انجمن شد بدین درسرای
نگه کن کنون تا چه آیدت رای
هوش مصنوعی: گروهی به دور هم جمع شدهاند، حالا بر این در نگاه کن و ببین که چه تصمیمی برای تو گرفته میشود.
بفرمود تا برگشادند راه
اگر چه فرومایه بد جایگاه
هوش مصنوعی: فرمان داد که راه را باز کنند، هرچند که شخص ناتوانی در آنجا قرار دارد.
چو رفتند نزدیک آن نامجوی
یکایک نهادند بر خاک روی
هوش مصنوعی: وقتی به آن جوینده نام نزدیک شدند، هر یک به احترام، صورت خود را بر زمین گذاشتند.
مهان را همه شاه در بر گرفت
ز بدها خروشیدن اندر گرفت
هوش مصنوعی: همه بزرگان و افراد مهم را شاه در آغوش گرفت و از بدیها و مشکلات نالید.
بگفت آنک از چرم خر دیده بود
سخنهای قیصر که بشنیده بود
هوش مصنوعی: روزی کسی که از چرم الاغ ساخته شده بود، صحبتهایی دربارهٔ قیصر شنیده بود.
هم آزادی آن بت خوبچهر
بگفت آنچ او کرد پیدا ز مهر
هوش مصنوعی: او گفت که آزادی و زیبایی چهرهاش چه تاثیری بر دلها دارد و اعمال او که از عشق ناشی میشود، به روشنی نمایان است.
کزو یافتم جان و از کردگار
که فرخنده بادا برو روزگار
هوش مصنوعی: از او به من زندگی و روح بخشیده شده است و از خداوند میخواهم که روزگار او همیشه خوش و مبارک باشد.
وگر شهریاری و فرخندهای
بود بندهٔ پرهنر بندهای
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی خوشبخت و نیکوکار باشد، باید بندهای با هنر و شایستگی نیز در کنار او باشد.
منم بنده این مهربان بنده را
گشادهدل و نازپرورده را
هوش مصنوعی: من عبد این مهربان هستم، کسی که دل گشاده و روح نازپروری دارد.
ز هر سو که اکنون سپاه منست
وگر پادشاهی و راه منست
هوش مصنوعی: از هر طرف که اکنون تجهیزاتی برای من وجود دارد و هر جا که سلطنت و مسیر من قرار دارد.
همه کس فرستید و آگه کنید
طلایه پراگنده بر ره کنید
هوش مصنوعی: همه افراد را به جلو بفرستید و آنها را از شرایط مطلع کنید تا به خوبی مسیر را دنبال کنند.
ببندید ویژه ره طیسفون
نباید که آگاهی آید برون
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که باید مسیر خاصی را مسدود کرد تا هیچ کس از آن آگاه نشود و به بیرون نرود.
چو قیصر بیابد ز ما آگهی
که بیدار شد فر شاهنشهی
هوش مصنوعی: وقتی قیصر از ما مطلع شود که فر شاهان بیدار شده است.
بیاید سپاه مرا برکند
دل و پشت ایرانیان بشکند
هوش مصنوعی: بیایید به جنگ با من بیایید و دل و اراده ایرانیان را از هم بپاشید.
کنون ما نداریم پایاب اوی
نه پیچیم با بخت شاداب اوی
هوش مصنوعی: حالا ما به پایان و سرانجام او نمیرسیم و با خوشبختی و شادابی او دچار پیچیدگی و سردرگمی نیستیم.
چو موبد بیاید بیارد سپاه
ز لشکر ببندیم بر پشه راه
هوش مصنوعی: وقتی موبد بیاید، سپاه را به جنبش درمیآوریم و بر سر راه پشه آماده میشویم.
بسازیم و آرایشی نو کنیم
نهانی مگر باغ بیخو کنیم
هوش مصنوعی: بیایید به صورت مخفیانه یک تغییر زیبا ایجاد کنیم، تا شاید باغی را که بینیازی از آن هستیم، دوباره زنده کنیم.
بباید به هر گوشهای دیدهبان
طلایه به روز و به شب پاسبان
هوش مصنوعی: باید در هر گوشهای مراقبی باشد که هم در روز و هم در شب از اوضاع و احوال محافظت کند.
ازان پس نمانیم از رومیان
کسی خسپد ایمن گشادهمیان
هوش مصنوعی: از آن پس هیچکس از رومیان در امان نخواهد ماند و همه در میانهی خطر خواهند بود.