داستان خاقان چین
فردوسی
»
شاهنامه
»
داستان خاقان چین
بخش ۱ : کنون ای خردمند روشنروان
بخش ۲ : ازان دشت چنگش برانگیخت اسپ
بخش ۳ : به خیمه درآمد به کردار باد
بخش ۴ : همی رفت پیران پر از درد و بیم
بخش ۵ : وزان جایگه شد بدان انجمن
بخش ۶ : بغرید شنگل ز پیش سپاه
بخش ۷ : یکی خویش کاموس بد ساوه نام
بخش ۸ : گهار گهانی بدان جایگاه
بخش ۹ : نگه کرد خاقان ازان پشت پیل
بخش ۱۰ : بینداخت آن تابداده کمند
بخش ۱۱ : دبیر جهاندیده را پیش خواند
بخش ۱۲ : بایوان شد و نامه پاسخ نوشت
بخش ۱۳ : پس آگاهی آمد بافراسیاب
بخش ۱۴ : وزان جایگه لشکر اندر کشید
بخش ۱۵ : چو بنمود خورشید تابان درفش
بخش ۱۶ : سپهبد چنان کرد کو راه دید
بخش ۱۷ : شتر یافت چندان و چندان گله