برگردان به زبان ساده
پس آگاهی آمد بافراسیاب
که آتش برآمد ز دریای آب
هوش مصنوعی: پس آگاهی به فراسیاب رسید که آتش از دریا برخاست.
ز کاموس و منشور و خاقان چین
شکستی نو آمد بتوران زمین
هوش مصنوعی: از ارکان و ویژگیهای چین و سرزمینهای دیگر، تجدیدی تازه به سرزمین توران آمده است.
از ایران یکی لشکر آمد بجنگ
که شد چرخ گردنده را راه تنگ
هوش مصنوعی: لشکری از ایران به میدان جنگ آمد که باعث شد چرخهای زمان به تنگی بیفتند.
چهل روز یکسان همی جنگ بود
شب و روز گیتی بیک رنگ بود
هوش مصنوعی: چهل روز جنگ به طور مداوم ادامه داشت و روز و شب برای همگی یکسان و بیتفاوت بود. دنیا در یک حالت یکنواخت و بدون تغییر به سر میبرد.
ز گرد سواران نبود آفتاب
چو بیدار بخت اندر آمد بخواب
هوش مصنوعی: در میان سواران، نور و تابش آفتاب دیده نمیشود، مانند وقتی که بخت کسی بیدار شده و او به خواب رفته است.
سرانجام زان لشکر بیشمار
سواری نماند از در کارزار
هوش مصنوعی: در نهایت، از آن سپاه بزرگ هیچ سواری در میدان نبرد باقی نماند.
بزرگان و آن نامور مهتران
ببستند یکسر ببند گران
هوش مصنوعی: بزرگان و شخصیتهای مشهور و بزرگ به طور کامل در کنار هم جمع شدند و به طور جدی به موضوعی پرداختند.
بخواری فگندند بر پشت پیل
سپه بود گرد آمده بر دو میل
هوش مصنوعی: بر پشت فیل، سنگینی از بار خواران قرار گرفته، سپاه گرد آمده است که بر دو میله استوار شده است.
ز کشته چنان بد که در رزمگاه
کسی را نبد جای رفتن براه
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، اوضاع به قدری بد است که هیچ کس جرات ندارد به جایی برود و همه در ترس و وحشت به سر میبرند.
وزین روی پیران براه ختن
بشد با یکی نامدار انجمن
هوش مصنوعی: بر این اساس، او با یکی از شخصیتهای مشهور و معروف در دستهای از پیران و بزرگترها به سوی ختن حرکت کرد.
کشانی و شگنی و وهری نماند
که منشور شمشیر رستم نخواند
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ کس و هیچ چیزی باقی نمانده است که به عظمت و قدرت شمشیر رستم توجه نکند.
وزین روی تنگ اندر آمد سپاه
بپیش اندرون رستم کینهخواه
هوش مصنوعی: بر اثر این اتفاق، گروهی از دشمنان به سمت رستم که دشمنی جدی دارد، هجوم آوردند.
گر آیند زی ما برزم آن گروه
شود کوه هامون و هامون چو کوه
هوش مصنوعی: اگر آن گروه به سرزمین ما بیایند، کوه هامون مانند کوه خواهد شد و هامون نیز مانند کوه خواهد گشت.
چو افراسیاب این سخنها شنود
دلش گشت پر درد و سر پر ز دود
هوش مصنوعی: وقتی افراسیاب این صحبتها را شنید، دلش پر از درد و غم شد و مانند آتش دودی در سرش پیچید.
همه موبدان و ردان را بخواند
ز کار گذشته فراوان براند
هوش مصنوعی: همه روحانیان و دانایان را فرامیخواند تا از رویدادهای گذشته بهخوبی آگاه شوند و از آنها دوری کنند.
کز ایران یکی لشکری جنگجوی
بدان نامداران نهادست روی
هوش مصنوعی: از ایران یکی سپاه جنگجو به فرماندهی نامداران به میدان آمده است.
شکسته شدست آن سپاه گران
چنان ساز و آن لشکر بیکران
هوش مصنوعی: آن ارتش بزرگ و پرقدرت که شکسته شده، به قدری تنظیم و آماده بود که گویی بیپایان بود.
ز اندوه کاموس و خاقان چین
ببستند گفتی مرا بر زمین
هوش مصنوعی: از غم کاموس و خاقان چین، در دل احساس درماندگی و ناامیدی کردهام، به گونهای که گویی به زمین افتادهام.
سپاهی چنان بسته و خسته شد
دو بهره ز گردنکشان بسته شد
هوش مصنوعی: یک سرباز به شدت خسته و فرسوده شده و از دو خطر بزرگ رهایی پیدا کرده است.
بایران کشیدند بر پشت پیل
زمین پر ز خون بود تا چند میل
هوش مصنوعی: در ایران جنگ و خونریزی فراوانی رخ داد و سرزمین به شدت آلوده به خون شده بود. تا کی این وضعیت باید ادامه پیدا کند؟
چه سازیم و این را چه درمان کنیم
نشاید که این بر دل آسان کنیم
هوش مصنوعی: چه باید بکنیم و چه راه حلی برای این مشکل پیدا کنیم؟ نباید اجازه دهیم که این موضوع بر دل ما آسان بگذرد.
گر ایدونک رستم بود پیش رو
نماند برین بوم و بر خار و خو
هوش مصنوعی: اگر رستم نیز در برابر ما باشد، دیگر بر این زمین و بر این درد و رنج چیزی باقی نخواهد ماند.
که من دستبرد ورا دیدهام
ز کار آگهان نیز بشنیدهام
هوش مصنوعی: من از دیدن دستبرد او آگاهانه چیزهایی را فهمیدهام و همچنین از دیگران هم شنیدهام.
که او با بزرگان ایران زمین
چه کردست از نیکوی روز کین
هوش مصنوعی: او با بزرگان ایران زمین در روز انتقام چه احترامی و کینهای نشان داده است.
چه کردست با شاه مازندران
ز گرزش چه آمد بران مهتران
هوش مصنوعی: چه بر سر شاه مازندران آمده است که از برخورد او با بزرگان، چنین نتایجی به وجود آمده است.
گرانمایگان پاسخ آراستند
همه یکسر از جای برخاستند
هوش مصنوعی: افراد با ارزش و مهم به سوالات پاسخ دادند و همگی با هم از جا برخاستند.
که گر نامداران سقلاب و چین
بایران همی رزم جستند و کین
هوش مصنوعی: اگر نامآوران سقلاب و چین به ایران حمله کردند و جنگ و کینه به راه انداختند،
نه از لشکر ما کسی کم شدست
نه این کشور از خون دمادم شدست
هوش مصنوعی: نه از نیروهای ما کسی کاسته شده و نه این سرزمین از خون پیوسته خالی است.
ز رستم چرا بیم داری همی
چنین کام دشمن بخاری همی
هوش مصنوعی: چرا از رستم میترسی؟ مگر میخواهی به دشمن خود چنین خوشحالی بکنی؟
ز مادر همه مرگ را زادهایم
میان تا ببستیم نگشادهایم
هوش مصنوعی: ما از مادر همه مرگها به دنیا آمدهایم و در زندگیمان بین مرگ و زندگی به دام افتادیم و نتوانستهایم از این وضعیت رهایی پیدا کنیم.
اگر خاک ما را بپی بسپرند
ازین کردهٔ خویش کیفر برند
هوش مصنوعی: اگر خاک گور ما را بپوشانند، از این عمل ناپسند چه مجازاتی خواهند دید؟
بکین گر ببندیم زین پس میان
نماند کسی زنده ز ایرانیان
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم انتقام بگیریم و در این راه اقدام کنیم، دیگر هیچکس از ایرانیان زنده نخواهد ماند.
ز پرمایگان شاه پاسخ شنید
ز لشکر زبانآوری برگزید
هوش مصنوعی: شاه از افراد باهوش و پرمایه خود پاسخ گرفت و از میان سربازان، یکی را که هنرمندانه سخن میگفت برگزید.
دلیران و گردنکشان را بخواند
ز خواب و ز آرام و خوردن بماند
هوش مصنوعی: دلیران و شجاعان را از خواب و آرامش بیدار میکند و آنها را از خوردن منع میکند.
در گنج بگشاد و دینار داد
روان را بخون دل آهار داد
هوش مصنوعی: در گنج را گشود و به روح خود شادی و دلار اعطا کرد و دل را با اندوه آراست.
چنان شد ز گردان جنگی زمین
که گفتی سپهر اندر آمد بکین
هوش مصنوعی: زمین به شدت به خاطر جنگ و نبردی که رخ داده، لرزیده و به نظر میآید که آسمان نیز به خاطر شدت کینه و دشمنی وارد این میدان شده است.
چو این بند بد را سر آمد کلید
فریبرز نزدیک رستم رسید
هوش مصنوعی: وقتی این بند بد به پایان رسید، کلید فریبرز به رستم نزدیک شد.
بدل شاد با خلعت شهریار
بدو اندرون تاج گوهر نگار
هوش مصنوعی: با یک لباس زیبا و خوشحال به او هدیه مدم، تاجی که با جواهرات زینت یافته باشد، در درون آن قرار دارد.
ازان شادمان شد گو پیلتن
بزرگان لشکر شدند انجمن
هوش مصنوعی: او از این شادی به وجد آمد و باعث شد تا بزرگترین افراد سپاه دور هم جمع شوند.
گرفتند بر پهلوان آفرین
که آباد بادا برستم زمین
هوش مصنوعی: به پهلوانی که شایستهستایی است، تبریک میگویند و آرزو میکنند که سرزمین او همیشه رونق داشته باشد و آباد بماند.
بدو جان شاه جهان شاد باد
بر و بوم ایرانش آباد باد
هوش مصنوعی: برای جان شاه جهان آرزوی شادی میکنم و امیدوارم سرزمین ایرانش همیشه آباد و prosper باشد.
همه مر ترا چاکر و بندهایم
بفرمان و رایت سرافگندهایم
هوش مصنوعی: همه ما در خدمت تو هستیم و به فرمان تو احترام میگذاریم، حتی اگر تحت فشار و شکست قرار گرفته باشیم.
وزان جایگه شاد لشکر براند
بیامد بسغد و دو هفته بماند
هوش مصنوعی: از آن مکان، لشکر شاد به حرکت درآمد و به سرزمین سغد آمد و به مدت دو هفته در آنجا ماند.
بنخچیر گور و بمی دست برد
ازین گونه یک چند خورد و شمرد
هوش مصنوعی: به گورستان نگاه کن و ببین که چه دستهایی از آن بیرون میآید. مدتی است که به این وضعیت دقت کن و دربارهاش فکر کن.