برگردان به زبان ساده
هنوزم میخلد در دل خیال نوک مژگانی
هنوز آشفته دارد خاطرم زلف پریشانی
هوش مصنوعی: دلم هنوز مشغول یاد چشمان کسی است و به یاد موهای آشفتهاش که در ذهنم باقی مانده، احساس نابسامانی میکنم.
خیال زلف او را شب همه بر گرد دل دارم
که تا بینم بیاد او مگر خواب پریشانی
هوش مصنوعی: من در دل شب، تمام افکار و خیالاتم دربارهٔ زلف اوست و امیدوارم در این حال که خوابم برده، بتوانم او را ببینم.
ببویی کز تو میآرد صبا بر هم خورد گلشن
چه خواهد شد اگر خود بگذری سوی گلستانی
هوش مصنوعی: اگر بویی که از تو به مشام نسیم میرسد، گلستان را به هم بزند، چه خواهد شد اگر تو به سوی باغی بروی؟
ز آیین مسلمانان ملولم میروم چندی
که سازم تازه ایمانی به دست نامسلمانی
هوش مصنوعی: از آداب و رسوم مسلمانان خسته شدهام. مدتی دور میشوم تا بتوانم ایمان جدیدی به دست آورم، حتی اگر با باورهای غیرمسلمانان باشد.
دمی از کاوش من یاد مژگانش نیاساید
گمان دارد هنوز آن غمزه در سر کار من جانی
هوش مصنوعی: لحظهای از جستجو و یادآوری مژگانی که داشتم غافل نمیشوم. گمان میکنم هنوز آن نگاه فریبنده در فکر من است و جانم را مشغول کرده است.
عجب دارم تواند زد بهم جمعیت غنچه
نباشد با صبا گر بویی از زلف پریشانی
هوش مصنوعی: شگفتزدهام که چگونه جمعیت غنچهها میتواند در غیاب صبا (نسیم صبحگاهی) به هم بزند، اگر بویی از زلف نامرتب (پریشانی) به مشام برسد.
ندارم با کسی پرخاش اگر فیّاض معذورم
درین میدان برای خود ندیدم مرد میدانی
هوش مصنوعی: من با کسی درگیر نیستم و از او عذرخواهی میکنم، چون خودم را در این میدان مستحق نمیدانم.