برگردان به زبان ساده
من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی
چارة درد دل من جز تو نتواند کسی
هوش مصنوعی: من درد دل خود را با کسی جز تو در میان نمیگذارم و کسی غیر از تو نمیتواند به من کمک کند.
دیگرانت مهربان دانند و من نامهربان
آنچه من میدانم از قَدرت نمیداند کسی
هوش مصنوعی: دیگران را به عنوان افرادی مهربان میشناسند، اما من خود را فردی نامهربان میدانم. آنچه که من از قدرت و توانایی خود میدانم، هیچ کس دیگری نمیداند.
تا برون رفتی تو، یاران دست از هم دادهاند
شمع چون برخاست در مجلس نمیماند کسی
هوش مصنوعی: وقتی تو از جمع ما رفتی، دوستان از هم جدا شدند؛ مثل شمعی که وقتی روشن میشود در مجلس کسی باقی نمیماند.
دستمزد باغبانِ نخلِ خواهش آبلهست
این چنین نخلی چرا در سینه بنشاند کسی!
هوش مصنوعی: دستمزد باغبان درخت نخلِ آرزوها، حسرت و ناراحتی است. اینطور درختی را کسی در دل خود جای میدهد چرا که این تنها نتیجهاش درد و رنج است.
همچو اخگر گر نسوزاند وجود خویش را
پس چه خاکستر ندانم بر سر افشاند کسی!
هوش مصنوعی: اگر انسان مانند آتش درون خود را نسوزاند و جرقههای زندگیاش را نتواند شعلهور کند، پس چگونه میتواند بر سر کسی خاکستر بریزد؟
مجلس عیشست و طبع دردمندی نازکست
خاطر آزردة ما را نرنجاند کسی
هوش مصنوعی: مجلس شادمانی برپاست و حال دلخوشی نمیگذارد که کسی خاطر معذب ما را آزردهخاطر کند.
درد دل پردازی فیّاض را شرمندهام
نامة او را ز بیقدری نمیخواند کسی
هوش مصنوعی: من از اینکه نتوانستهام به خوبی به درد دلهای کسی پاسخ دهم، احساس شرمندگی میکنم، چرا که نامهاش را هیچکس به دلیل نداشتن درک کافی نمیخواند.