برگردان به زبان ساده
دعوت عشق است اینکه بار نیابی
عزّت عشق اینکه اعتبار نیابی
هوش مصنوعی: عشق تو را به خود میخواند و اگر به آن پاسخ ندهی، به حقیقت نمیرسی و عزتی نخواهی یافت. بدون عشق، اعتبار و اهلیت تو نیز از بین میرود.
تا به کف عشق، بیهراس چو منصور
سر ننهی، پای تختِ دار نیابی
هوش مصنوعی: اگر عشق را با دل و جان بپذیری و از ابراز آن نترسی، مانند منصور، در نهایت به مقام و مرتبهای میرسی و دیگر ساقط نمیشوی.
لنگر کشتیِّ دل، شکستن کشتی است
ترسم اگر نشکنی قرار نیابی
هوش مصنوعی: دل من همچون کشتیای است که به لنگر افتاده و اگر این لنگر شکسته شود، کشتی به آرامش نخواهد رسید. من میترسم اگر تو این لنگر را نشکنی، هیچگاه آرامش نخواهم یافت.
وصلِ کنار آفتِ سفینة موجست
راه همان به که برکنار نیابی
هوش مصنوعی: اگر در کنار دریا با موجها درگیر شوی، بهتر است که کنار بمانی و از خطرات دوری کنی تا اینکه در تلاطمهای ناشی از آن، پیوندی برقرار کنی که ممکن است به دردسر بیفتی.
ترک علایق کنون بکن که جوانی
دجله چو پرتر شود گذار نیابی
هوش مصنوعی: ترک علاقهها را شروع کن، چون جوانی مانند رود دجله به سرعت میگذرد و دیگر فرصتی برایت نخواهد بود.
راه برو پیش از آنکه راه ببندند
کار بکن پیش از آنکه کار نیابی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه فرصتها از دست بروند، اقدام کن و کارهایت را انجام بده.
توسن عمر این چنین که رام تو کردند
حیف درین دشت اگر شکار نیابی
هوش مصنوعی: اگر توسن عمر اینگونه رام و تربیت شده است، حیف است که در این دشت، شکار و هدفی نیابی.
فرصت عمرت سوار سرعت برقست
یک دو نفس گرد این سوار نیابی
هوش مصنوعی: عمر انسان مانند اسبی تندرو است که به سرعت در حال حرکت است و تو تنها چند نفس فرصت داری تا با این سوار همراه شوی، و اگر غفلت کنی، آن را از دست میدهی.
دل ندهد نور با وجود علایق
آینه روشن درین غبار نیابی
هوش مصنوعی: دل نمیدهد که نور با وجود علاقهها، آینهای که در این غبار روشن است را دریابي.
سایة راحت مجو ز بوتة دنیا
این گل بیخار را ز خار نیابی
هوش مصنوعی: به دنبال آسایش و آرامش در زندگی دنیا نباش، چرا که این گل زیبا و بیخاری که میبینی، از خاری برنمیخیزد و تنها درختی بیخاک و بیدرد میتواند چنین گلی را به بار آورد.
با تو بگویم حقیقت نظر عقل
گرد ببینی ولی سوار نیابی
هوش مصنوعی: اگر با تو سخن بگویم و حقیقت را بیان کنم، درک و فهم عقل تو را خواهی دید، اما نمیتوانی سوار بر آن حقیقت شوی و به آن مسلط شوی.
نقد تو گیرد عیار اگر دو سه روزی
در کف این ناکسان عیار نیابی
هوش مصنوعی: اگر چند روزی با افراد نالایق و بیارزش همراه باشی، ممکن است که ارزش و زیبایی واقعی تو زیر سؤال برود.
اهل هوس تا به خویش بار دهندت
در صف مردانِ عشق بار نیابی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال لذات دنیوی باشی و خود را به آنها مشغول کنی، هرگز در صف عاشقان واقعی قرار نخواهی گرفت.
چشم بد روزگار در پی زخمست
در نظر آن به که اعتبار نیابی
هوش مصنوعی: در این دنیا، بدی و مشکلات ممکن است به سراغ ما بیاید و بهتر است که به خودمان ارزش بدهیم و به چشم دیگران اهمیت ندهیم.
کار کن امروز اختیار که فردا
در کف خود هیچ اختیار نیابی
هوش مصنوعی: امروز باید تلاش کنی و کار کنی، چون فردا ممکن است که دیگر هیچ کنترلی بر اوضاع نداشته باشی.
یار طلب پیش از آنکه در همه عالم
یار بگویی و هیچ یار نیابی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه در دنیا از یار صحبت کنی و نتوانی یاری پیدا کنی، خودت به دنبال یار بگرد.
رنگ هوس بیوفاست به که چو فیّاض
در کف دست خود این نگار نیابی
هوش مصنوعی: رنگ و بوی عشق و هوس زودگذر است، بهتر است که در دستان خود از فیض الهی بهرهمند شوی، چرا که این زیبایی را در دست خود نخواهی یافت.