برگردان به زبان ساده
اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من
آیینة اسکندری جان غبارآلود من
هوش مصنوعی: من به پیروی از عقل و هنر خود، در رهبری اسکندر را در دست دارم، اما در دل خود، دلتنگی و غباری از پریشانی دارم که نشاندهنده حال و روح من است.
تا کی نهد بر آتشم چون عود و من دم در کشم
ترسم بگیرد چرخ را یک باره آه و دود من
هوش مصنوعی: تا کی باید منتظر بمانم و مانند چوب عود بسوزم در حالی که من فقط هوایی میکشم؟ میترسم که زندگیم ناگهان پر از درد و غم شود.
تا از غبار کوی او آرایش خود کردهام
خورشید حسرت میبرد بر روی گردآلود من
هوش مصنوعی: من برای آرایش و زیبایی خود به غبار کوی او مراجعه کردهام، و حالا خورشید هم به خاطر روی خسته و غبارآلود من حسرت میخورد.
دلّاک هستی نرخ من چندان که میگیرد بلند
عشق تو یکسان میخرد بود من و نابود من
هوش مصنوعی: عشق تو برای من به حدی ارزشمند است که در برابر آن هر چه دارم را میفروشم و از بین میرود.
رامند وحش و طیر اگر بر صوت داودی چرا
رم میکند وحشیّ من از نغمة داود من!
هوش مصنوعی: حیوانات وحشی و پرندگان وقتی صدای داود را میشنوند آرام میگیرند، اما چرا حیوانات وحشی من از صدای من فرار میکنند؟
عشقست و در عالم همین بیتابی و بیطاقتی
طاقت، زیان گر میشود در عاشقیها، وسد من
هوش مصنوعی: عشق موجب بیقراری و بیتابی در دلهاست. اگر این بیتابی و طاقت از دست برود، ممکن است به درد و زیان در روابط عاشقانه منجر شود.