برگردان به زبان ساده
سوخت هر جا خستهای ما بیمحابا سوختیم
زد بر آتش خویش را پروانه و ما سوختیم
هوش مصنوعی: در هر جایی که ما خسته شدیم، آتش بیپروا برپاست. پروانه، برای آتش خود، به سوی آن رفت و ما هم در این آتش سوختیم.
جلوة پرواز اوج فقر کار مشکلی است
ما در آن کو جلوهها کردیم و پرها سوختیم
هوش مصنوعی: زندگی در شرایط سخت و فقر، چالشی بزرگ است. ما در این مسیر تلاش کردیم و به زیباییهایی دست یافتیم، اما هزینه آن را با آسیب دیدن روح و آرزوهایمان پرداختیم.
دادِ ما را خضر کی از چشمة خود میدهد
ما که از لب تشنگی در قعر دریا سوختیم
هوش مصنوعی: خضر، کجا از چشمهی خود به ما کمک خواهد کرد؟ ما که در عمق دریا به خاطر تشنگی در حال سوختن هستیم.
از آتشِ کس سوختن، آزادگان را ننگ بود
آتشی از خود برآوردیم و خود را سوختیم
هوش مصنوعی: آزادگان هرگز حاضر نیستند به خاطر دیگران آسیب ببینند و خود را بسوزند. اما ما از درون خود آتش خلق کردیم و به خود آسیب زدیم.
شمع از سر در گرفت و سوخت کم کم تا به پا
ما سراپا درگرفتیم و سراپا سوختیم
هوش مصنوعی: شمع کم کم روشن شد و آتش گرفت، تا اینکه ما از سر تا پا در آتش عشق خود سوختیم.
بال و پر از شعله کردیم از پی پرواز شوق
تا سر دیوار دل رفتیم و آنجا سوختیم
هوش مصنوعی: با شوق و اشتیاق، خود را آماده پرواز کردیم و به سر دیوار دل رسیدیم، اما در آنجا دچار آتش عشق و احساس شدیم و سوختیم.
سوختی در آتش و خاکسترت بر جای ماند
سوختن اینست گر فیّاض، ما وا سوختیم
هوش مصنوعی: در آتش سوختی و فقط خاکسترت باقی ماند. این است معنی سوختن، اگرچه بخشنده باشی، اما ما هم سوختیم.