برگردان به زبان ساده
ما فیض کعبه از در میخانه بردهایم
سر خطّ مشرب از خط پیمانه بردهایم
هوش مصنوعی: ما از کعبه، فیض و برکت آوردهایم و در عوض، از میخانه سر خطّ مشرب، نشانهای به ارمغان آوردهایم.
تا یک بکام سوختنی شد نصیب ما
بس شمعها به تربت پروانه بردهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر یک آرزوی سوختنی، شمعهای بسیاری را بر سر قبر پروانهها گذاشتهایم.
فیض اثر ز بوم و بر بخت ما مجوی
ما آبروی نالة مستانه بردهایم
هوش مصنوعی: در اینجا به ما یادآوری میشود که نباید به دنبال خوشبختی از زمین و آسمان باشیم، زیرا ما آبرو و حیثیت خود را در فریادهای عاشقانه و مستانهامان از دست دادهایم. این جمله به نوعی بیانگر این است که در جستجوی خوشبختی، باید به درون خود و احساسات عاشقانه توجه کنیم.
ما و دل از متاع غم جانفزای دوست
هر یک نصیب خویش جداگانه بردهایم
هوش مصنوعی: ما و دل هر کدام به گونهای جداگانه از درد و غم ناشی از عشق دوست، بهرهای خاص بردهایم.
ای سیل برنگرد که از انتظار تو
شد عمرها که رخت به ویرانه بردهایم
هوش مصنوعی: ای سیل، لطفاً برنگرد چون انتظار تو باعث شده عمرهای زیادی را در حسرت بگذرانیم و تمام داراییام را به خرابی و اندوه سپردهایم.
با ما به جز صفای دو عالم نمانده است
از دل غبار محرم و بیگانه بردهایم
هوش مصنوعی: ما هیچ چیز جز آرامش دو جهان برای خود نگذاشتهایم و دلهایمان را از غبار تعلقات و اجنبی پاک کردهایم.
فیّاض اگر خراب شود آسمان چه باک
ما هر چه بردنی است ازین خانه بردهایم
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم خراب شود، هیچ اشکالی ندارد؛ ما هر چه لازم داشتیم و باید میبردیم، از این دنیا برداشتهایم.
از بزم یار تا ز ادب پا کشیدهایم
خون خوردهایم اگر لب ساغر مکیدهایم
هوش مصنوعی: تا محفل یار آمدهایم و از ادب خود را کنار کشیدهایم، اگرچه خون دل خوردهایم، اما اگر نوشیدنی را مزه کردهایم.
چون شیشه راز دل به کسی سر نکردهایم
خون خوردهایم چون خم و دم در کشیدهایم
هوش مصنوعی: ما هیچ وقت راز قلبمان را به کسی نگفتهایم و در دل خود غم و اندوه بسیاری را تحمل کردهایم، مانند اینکه خم (باده) را در خود نگهداشتهایم و آن را به کسی نمیدهیم.
چاک کفن گواه که ما هم به عمر خویش
پیراهنی به کام دل خود دریدهایم
هوش مصنوعی: چاکهای کفن نشان میدهد که ما هم در طول زندگیمان لباسهایی را که مورد علاقهمان بود پاره کردهایم.
در راه عشق پای تو سنگ ره تو بس
ما پا شکستهایم و به منزل رسیدهایم
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، سختیها و موانع زیادی وجود داشته که ما با وجود آسیبدیدگی و کوششی که کردهایم، توانستهایم به مقصد برسیم.
ره از در طلب قدمی تا به مطلب است
ما خود به هرزه راه درازی بریدهایم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدف تنها کافی است قدمی به جلو برداریم، اما ما خودمان پیش از رسیدن به مقصد، راهی طولانی را بیجهت طی کردهایم.
معشوق را به دیدة عاشق توان شناخت
ما را مساز تیره که ما نور دیدهایم
هوش مصنوعی: عاشق فقط با نگاه کردن به معشوق میتواند او را بشناسد و ما را به خاطر نداشتههای تیره و تار نخوان، چرا که ما روشنایی زندگیمان را یافتهایم.
فیّاض لب به خواهش ما تر مکن که ما
خونابهایم و از دل حسرت چکیدهایم
هوش مصنوعی: ای کوه رحمت، لطف خود را به ما نرسان، چرا که ما مثل قطرات اشکی هستیم که از دلهای پر از آرزو و حسرت، به درون زمین میریزیم.