برگردان به زبان ساده
کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
غصه را خون کنم و در دل اغیار کنم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم دل خود را از محبت تو پر کنم، بلکه غم و اندوه را به رگهای خود میریزم و در دل دیگران نیز بینهایت درد و غصه ایجاد میکنم.
طفل مکتب شوم و پیش ادیب نگهت
سبق شکوة هجران تو تکرار کنم
هوش مصنوعی: میخواهم مانند یک کودک درسخوان در حضور یک معلم بزرگ، بار دیگر درد دل از دوری تو را بیان کنم.
ته بته گریة خون گشته که در دل گر هست
گریه بگشاید و من پیش تو اظهار کنم
هوش مصنوعی: گریهای که از شدت غم به دل نشسته، مانند خون جاری شده است. اگر دل شکستهام گریه کند، من نیز در پیش تو احساسات خود را بیان میکنم.
پای تا سر همه از شوق تماشای رخت
نگهی گردم و دریوزة دیدار کنم
هوش مصنوعی: من از شوق دیدن تو به تماشای تو میپردازم و همه وجودم را برای یک نگاه به تو از دست میدهم و در طلب دیدارت هستم.
ساغر حوصله کز بادة بیداد تهیست
بازش از تلخ می ناز تو سرشار کنم
هوش مصنوعی: من ظرف صبر و استقامت را که از باده ظلم خالی است، دوباره از شراب شیرین عشق تو پر میکنم.
تو نهی لب به لب خنده و من از سر شوق
گریه را بر رخ شادی مژه افشار کنم
هوش مصنوعی: تو به خاطر خوشحالی لبخند میزنی و من از روی خوشحالی، اشک شوق را بر گونهام جاری میکنم.
خنده را تا به لب لعل تو بینم گستاخ
صد هوس را گرة خاطر افگار کنم
هوش مصنوعی: تا زمانیکه لبهای زیبای تو را در حال خنده ببینم، جرأت پیدا میکنم تا صد فکری که مرا به زحمت انداخته، کنار بگذارم و ذهنم را آرام کنم.
پر کنی ناز تو و کم نکنم من ز نیاز
کم کنی گوش تو من گله بسیار کنم
هوش مصنوعی: اگر تو با ناز و محبت من را پر کنی، من هرگز از نیاز خود نخواهم کاست. اگر تو گوش به درخواستها و خواستههای من ندهی، من به شکواییه و گلایههای زیادی روی میآورم.
کی بود همره آن شوخ چو بلبل فیّاض
به کف این تازه غزل روی به گلزار کنم
هوش مصنوعی: من کیستم که با آن معشوقه دلربا مانند بلبل خوشحالی کنم و با اشعار جدیدم به باغ و گلزار بروم؟