برگردان به زبان ساده
ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
سوادم همین بس که نام تو خوانم
هوش مصنوعی: دانش من به اندازهای است که فقط نام تو را میشناسم و همین برای من کافی است که نامت را بخوانم.
چرا نالم از ضعف، آن قوّتم بس
که آهی به عمری به پایان رسانم
هوش مصنوعی: چرا باید از ناتوانیام گله کنم، وقتی که نیرویی دارم که میتواند با یک آه، عمری را به پایان برساند.
جز آه شرربار حسرت ثمر کو!
نهالی که در عرصة دل نشانم
هوش مصنوعی: تنها صدای آه و حسرتی است که از دل به گوش میرسد، همانند درختی که در فضای دل کاشتهام.
مراد دو عالم اگر در کف آید
کف خاک نبود که بر سر فشانم
هوش مصنوعی: اگر مراد و آرزوی دو جهان به دستم بیفتد، خاکی که بر سر بریزم، چیز کوچکی خواهد بود.
به آن بینشان کوی کس ره نبردست
عبث قاصد اشک را میدوانم
هوش مصنوعی: من بیهدف در جستجوی آن مکان بدون نشانی هستم، بیفایده پیام آور اشک را میفرستم.
به گَرد سواران نخواهم رسیدن
درین دشت گلگون چه بر میجهانم
هوش مصنوعی: در این دشت زیبا، هرگز نمیتوانم به سواران نزدیک شوم و از فرط شادی و شگفتی، احساس پرش و هیجان میکنم.
چه پرسی ز من حال فیّاض بیدل
تو دادی به صحرا سرش، من چه دانم؟
هوش مصنوعی: چرا از من حال کسی را میپرسی که در بیابان به سر میبرد؟ من که هیچ چیز از او نمیدانم.