برگردان به زبان ساده
ندید کشتِ امل قطرهای ز جوی کسم
به آب آینه رو شست چهرة هوسم
هوش مصنوعی: کسی که به سراغ امید و آرزو میرود، هرگز وجود خود را در آب زلال آینه نمیبیند و به دنبال زیباییهای درونش نمیگردد. در واقع، او از لذتها و خواستهها دور مانده است و در جستجوی آنها، به خود واقعیش نگاه نمیکند.
نسیم بوی گلی تازه بر مشامم زد
به احتیاط بگیرید رخنة قفسم
هوش مصنوعی: نسیم عطر گل تازهای را به دورم میآورد و باید با احتیاط مراقب باشید که در قفسم جایی برای ورودش نباشد.
فغان که شیونم آخر به گوش کس نرسید
میان قافله گم گشت نالة جرسم
هوش مصنوعی: آه و فریاد که صدای نالهام به کسی نرسید، در میان جمعیت گم شدم و صدای شکستن دلم ناشنیده ماند.
به دست کوتهم اندیشة بلندی هست
هوای جلوة عنقاست در پر مگسم
هوش مصنوعی: اندیشهی محدود انسانها باعث شده که آنها نتوانند به بلندی و عظمت فکر کنند، همچنان که پرواز در فضای وسیع و بینهایت برای پرندگان افسانهای و جذاب است.
هزار مطلب سر بسته در دلم گر هست
ولی ز شرم طلب تنگ میشود نفسم
هوش مصنوعی: در دل من هزاران اندیشه و موضوع وجود دارد، اما به خاطر شرم و خجالت، نفسام تنگ و دشوار میشود.
کلاه گوشة فقرم به فرق ارزانی
کزو به دولت جاید هست دسترسم
هوش مصنوعی: کلاه فقر بر سرم دارم و آن را به قیمت ارزان به دست آوردهام، از طریق همین فقر است که به دولت و ثروت دسترسی پیدا میکنم.
گذشت تیغ وی از ننگ خون من فیّاض
قبول شعله نگردید مشت خار و خسم
هوش مصنوعی: تیغ او از ننگ و عذاب من گذشت و در برابر آن، آتش شعلهور نشد. دست من پر از خار و دشمنی بود، اما او به آن اهمیت نداد.