برگردان به زبان ساده
دهان بر بسته لبریز نوای یاربی دارم
زبان پیچیده در تقریر عرض مطلبی دارم
هوش مصنوعی: دهانم بسته است و صدای محبوبم در گوشم طنینانداز است؛ اما زبانم به گونهای پیچیده شده که نمیتوانم آنچه در دل دارم را بگویم.
خموشی بر لب شرمم به صد فریاد میگوید
حلاوت جوشی زهری که از کنج لبی دارم
هوش مصنوعی: خاموشی من به گونهای است که برخلاف سکوت، فریاد احساساتم را منتقل میکند. دردی عمیق و تلخ را در خود احساس میکنم که بر اثر نگهداشتن آن در دلمان به وجود آمده است.
ز مشرب دوستی بیمذهبم خواندی نمیدانی
که من هم در لباس مشرب خود مذهبی دارم
هوش مصنوعی: از سرمشق دوستی راحت نمیتوانم گذر کنم. نمیدانی که من هم در چهرهای که از دوستی برگزیدهام، یک اصل و قاعدهای دارم.
به فردا نیست ایمانش به فردای قیامت هم
درازش باد عمر تیرگی، کافر شبی دارم
هوش مصنوعی: این فرد به آینده ایمان ندارد و به روز قیامت هم باور ندارد. او همچنان در تاریکی و کفر به سر میبرد و در دل شبهایش احساس ناامیدی میکند.
ز بس سوز تو پنهان کردهام از بیمِ دَم سردان
به جای مغز در هر استخوان سوز تبی دارم
هوش مصنوعی: از شدت احساسات و آتش درونیام، برای اینکه از سردی و بیاحساسی دیگران در امان باشم، تمام عشق و سوز دل را در هر استخوان و جزئی از وجودم پنهان کردهام.
از آن در هر گذاری انتظارم خانهای دارد
که در هر کوچه طفل نورسی در مکتبی دارم
هوش مصنوعی: در هر مسیر و جادهای که میروم، انتظار دارم خانهای وجود داشته باشد که در آن، در هر کوچه، کودک نوزادی باشد که در حال یادگیری و تحصیل است.
نه زهدم خشک دارد نه شراب ناب تر دامن
چه فیّاضم نمیدانم! چه دریا مشربی دارم
هوش مصنوعی: نه زهد و عبادت من خشک و بیروح است، نه شراب و لذتهای ناب، دلم به قدری وسیع و سخاوتمند است که نمیدانم چطور اینگونه هستم! من چه جایگاه والایی دارم که میتوانم از چشمههای گوناگون بهرهمند شوم.