برگردان به زبان ساده
دیدة پیاله رشک می ناب کردهام
بهر طرب تهیّه اسباب کردهام
هوش مصنوعی: من به خاطر لذت و شادابی، چشم به پیالهای که پر از شراب است دوختهام و برای خوشگذرانی و شادی، مقدمات و وسایل لازم را فراهم کردهام.
حرمان و وصل رسم بهم پیش ازین نبود
این طرز تازه من به جهان باب کردهام
هوش مصنوعی: رنج و جدایی و پیوستن، این طور که اکنون تجربه میکنم، قبلاً وجود نداشت. من این نوع احساسات را به زندگیام آوردهام.
بیتابیم ز موج گهر آب میخورد
مشق تپیدن دل سیماب کردهام
هوش مصنوعی: ما از شدت احساسات ناپایداری، مانند موجهای دریا، در حال تقلا و آشفتگی هستیم. دل ما، که همچون جیوه است، به ضربانهای عشق عادت کرده و در این مسیر تلاش میکند.
گر پاره پاره همچو کتانم عجیب نیست
سیر تبسّم گل مهتاب کردهام
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است که در حال حاضر به تکههای پاره پارهای شبیه کتان تبدیل شدهام، این موضوع عجیب نیست چون که در درونم گل لبخند خود را از نور مهتاب پروراندهام.
هشیاریم ز نشئة مستی طمع مدار
طی گشته صد فسانه که من خواب کردهام
هوش مصنوعی: ما در حالت بیداری از نشئهی مستی آگاه هستیم. به طمع نداشته باشید؛ زیرا داستانهای بسیاری وجود دارد که من در خواب آنها را تجربه کردهام.
دل نه به ناامیدی و فیض بهار بین
من کشت خویش سبز به این آب کردهام
هوش مصنوعی: دل را نباید ناامید کرد و همچنین باید به نعمتهای بهار توجه داشت. من با امید به رشد و سبز شدن، بذر خود را در این آب کاشتهام.
ازی یک نسیمِ وعده چمن میتوان شدن
من این فسانه باور ازین باب کردهام
هوش مصنوعی: از نسیم خوشبختی و وعدهای که به من داده شده، میتوانم به باغی پر از گل و شادابی برسم. این داستان را به خاطر این وعده باور کردهام.
افعی گزیده میکند از ریسمان حذر
مهتاب را با تصوّر سیلاب کردهام
هوش مصنوعی: مار افعی از ریسمان دوری میکند، چون به نور مهتاب و خطراتی که ممکن است به همراه داشته باشد، توجه دارد. من نیز بر این باور هستم که این نور مانند سیلاب میتواند صدماتی به دنبال داشته باشد.
فیّاض امید هست که صید اثر کند
این تیر پر کشیده که پرتاب کردهام
هوش مصنوعی: امید دارم که این تیر که به سمت آسمان پرتاب کردهام، نتیجه و اثری از خود برجای بگذارد.