برگردان به زبان ساده
چنان بگداخت در زندان غم این جان بیحاصل
که تا بر لب رسد از ضعف صد جا میکند منزل
هوش مصنوعی: این جان ضعیف و بیهدف آنقدر در زندان غم بیتابی کرده که هر بار که به لب مرگ نزدیک میشود، به خاطر نااستواریاش برای مدتی در همانجا توقف میکند.
ز لب خود برنمیگیرد نفس از ناتوانیها
دم بادی ز چاک سینه گاهی میخورد بر دل
هوش مصنوعی: از لب خود نمیتواند نفس بکشد و از ناتوانیها رنج میبرد؛ گاهی نسیمی از چاک سینهاش به دلش میوزد.
خدا روزی کند با برق کشتم را ملاقاتی
که دانم تخم امیدم ندارد غیر ازین حاصل
هوش مصنوعی: خداوند برکت دهد روزی را که دوباره بر افکارم برگردم و بدانم که تنها حاصل زندگیام همین یک امید بیثمر است.
مرا چون دست دامن گیر در طالع نمیباشد
کف خونم مگر دستی زند در دامن قاتل
هوش مصنوعی: من همچون دستی که به دامن کسی چنگ میزند، در سرنوشتم هیچ نیکی نیست و تنها با ریختن خونم، دستی میتواند به سوی قاتلم دراز شود.
اگر مرد ره عشقی مجو آسایشی هرگز
که جز مردن نمیباشد ره این کعبه را منزل
هوش مصنوعی: اگر به دنبال عشق هستی، هرگز به دنبال راحتی نباش، زیرا تنها راه این عشق منتهی به مرگ است و این مسیر همانند کعبه، جایگاهی برای توقف ندارد.
در اقلیم محبت رسم کم ظرفی نمیباشد
درین دریای بیپایان بود هر قطره دریا دل
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و محبت، محدودیتها جایی ندارند. هر فردی که احساس محبت کند، حتی اگر کم یا ناچیز باشد، اهمیت دارد؛ زیرا هر قطره از این دریای بزرگ، ارزشی ویژه دارد.
پس از کشتن همان بازست بر روی دو چشم من
ز حیرانی نشاید بست چشم حسرت بسمل
هوش مصنوعی: پس از اینکه تیر بلای عشق مرا زخمی کرد و دردمند شدم، دیگر نمیتوانم به راحتی به خواب بروم، زیرا همچنان در حال یادآوری آن درد و حسرت هستم.
به پای ناقه مجنون خاک گردید و هم از دهشت
نمییارد نشستن گرد او بر دامن محمل
هوش مصنوعی: مجنون در پای شترش به خاک افتاده است و از ترس نمیتواند بر دامن شترش بنشیند.
نگاه آشنا از کس مجو در بزم محبوبان
که رسم آشنایی نیست در آیین این محفل
هوش مصنوعی: در جشن و مهمانی عاشقان، به دنبال نگاهی آشنا نباش، زیرا در این محفل، رسم آشنایی وجود ندارد.
در و دیوار این میخانه از حال تو آگاهند
به پیش آگهان تا کی نشینی این چنین غافل
هوش مصنوعی: در این میخانه، دیوار و در از حالت تو خبر دارند. تا کی میخواهی بیخبر و غافل به اینجا بیایی و بیتوجه بمانی؟
من و فیّاض ای زاهد ز سر مستان این بزمیم
نمیزیبد گرفتن نکته بر مستان لایعقل
هوش مصنوعی: ما و فیاض، ای زاهد، از سر مستی در این مهمانی حضور داریم. در این حالت، مناسب نیست که به نکات ریز و ظریف بپردازیم، چرا که مستها از درک این مسائل ناتوانند.