برگردان به زبان ساده
بدین نشاط که رفتیم ناتوان در خاک
ز داغ عشق تو کردیم گل فشان در خاک
هوش مصنوعی: با این خوشحالی که به سوی تو آمدهایم، از شدت علاقهات در خاک افتادیم و در دل آن، گلهای عشق را شکوفا کردیم.
شکسته رنگی ما جلوههای رنگین کرد
شدیم هر سر مو شاخ ارغوان در خاک
هوش مصنوعی: ما با شکستهدل بودن خود جلوهای زیبا و رنگین پیدا کردهایم، مانند هر تار موی ما که به زیبایی یک شاخه ارغوان در خاک است.
مرا که مهر تو دارم به جای مغز چه غم
که شمع خلوت تارست استخوان در خاک
هوش مصنوعی: من که محبت تو در قلبم جا دارد، نگران چه چیزی باید باشم وقتی که در تنهایی مثل شمع میسوزم و بدنم در خاک مدفون است؟
ز دستبرد اجل منّتی است بر سر ما
که ایمنیم ز تأثیر آسمان در خاک
هوش مصنوعی: مرگ به نوعی یک نعمت است که بر ما سایه افکنده، زیرا ما در برابر تأثیرات آسمانی و حوادث زمین ایمن هستیم.
چه نشئه در دم شمشیر عشق جا دارد
که گر به پیر رسد میرود جوان در خاک
هوش مصنوعی: عشق و محبت آنقدر شور و حال دارد که اگر به کسی در سن و سال بالا برسد، باز هم جوانیاش را از دست نمیدهد و جانش در عشق به خاک میافتد.
ز زخم تیغ تو گلدستهای نبسته تنم
که زرد رو شود از جلوة خزان در خاک
هوش مصنوعی: به دلیل زخمهایی که از تیغ تو دارم، نتوانستهام شکوفهای بر سر بدنم بیفشانم. وجودم مانند چهرهای رنگ پریده از زیباییهای بهار، در خاک به رنگ زرد خزان درآمده است.
به بال دل به فلک ذرّه ذرّه کُشتة دوست
پرد چنان که نماند ازو نشان در خهاک
هوش مصنوعی: با تمام عشق و علاقه، دل خود را به آسمان پر از ذرات عشق دوست تبدیل کردهام، به گونهای که هیچ نشانی از آن در خاک باقی نمانده است.
ز جلوة تو چمن اهتزاز دیگر داشت
دمیده بود مگر سایة تو جان در خاک!
هوش مصنوعی: چمن به خاطر زیبایی و حضور تو جان تازهای گرفته بود، انگار که سایهات بر زمین افتاده و زندگی بخشی به آن داده است.
ز شهرتت به زبانها چه حاصل افتادن
که میکند اجل این حرف را نهان در خاک
هوش مصنوعی: از شهرت و معروفیت تو در میان مردم چه فایدهای دارد وقتی که سرنوشت و مرگ این سخن را در خاک پنهان میکند؟
تو تخم نیکی افشان و ناامید مباش
که هیچ دانه نماندست جاودان در خاک
هوش مصنوعی: به خوبی عمل کن و همیشه امیدوار باش، چون هیچ زحمتی در زمین بینتیجه نخواهد ماند و حتماً ثمر خواهد داد.
ز یکدلی مگذر زانکه شیشة ساعت
نشسته از دودلیهاست تا میان در خاک
هوش مصنوعی: از اتحاد و همدلی غافل نشوید، زیرا که در دل سنگی، اثر دودلیها و تردیدها به وضوح دیده میشود.
نهال معرفتی سبز کن به آب عمل
که کردهاند بدین کار تخم جان در خاک
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی را با رفتار و عمل خود آبیاری کن، چرا که انسانها با چنین عملی میتوانند روح و جان خود را در زمین زندگی پرورش دهند.
شکستِ بال بود کام عشق، از آن باشد
که مرغ سد ره گرفتست آشیان در خاک
هوش مصنوعی: عشق به دلیل ناامیدی و شکست، مانند پرندهای است که نتوانسته مسیرش را به خوبی طی کند و در نهایت، لانهاش را در زمین ساخته است.
ممات بهر حیات دگر بود در کار
پی نهال کند ریشه باغبان در خاک
هوش مصنوعی: مرگ برای آغاز زندگی دیگر است، همانطور که باغبان برای کاشت نهال، ریشهاش را در خاک میکارد.
به پیش تیر حوادث نشانهایم اکنون
رسد دمی که رود چرخ را کمان در خاک
هوش مصنوعی: ما در برابر خطرات و مشکلات نشانهگذاریم، اکنون زمانی میرسد که چرخ زمان مانند کمانی در خاک فرود میآید.
چو هست مایه فضلت ببخش و احسان کن
که کس نمیکند این گنج را نهان در خاک
هوش مصنوعی: اگر نعمت و فضیلت داری، آن را ببخش و به دیگران احسان کن؛ زیرا هیچکس این گنج را در خاک پنهان نمیکند.
ز ناروایی این نقد غم مخور فیّاض
که داغ عشق بود تا ابد روان در خاک
هوش مصنوعی: از بیوفایی این عشق ناراحت نباش، ای فرد بخشنده، چون عشق همیشه در دل باقی میماند و تا ابد در دل خاک حضور دارد.