برگردان به زبان ساده
چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش
دل آشفتگی از زلف چلیپای تو خوش
هوش مصنوعی: چمن که با زیباییات جلوهگری میکند، دل من از زیبایی زلفهای پیچ و تابدار تو به هم ریخته و شاد است.
مو به موی تو جدا بر دل من داغ نهست
به سراپای دلم داغ سراپای تو خوش
هوش مصنوعی: هر تار موی تو به دل من حسی از داغ و سوز دارد و وجودم از شدت این احساس، به گونهای آتشین و سوزان است که انگار تمام وجودم را از حرارت تو پر کرده است.
خون ما بیگنهان در قدمت رنگ نداشت
عیش جاویدِ حنا را به کف پای تو خوش
هوش مصنوعی: خون بیگناهان در مقابل تو رنگی ندارد و لذت جاودانی حنا در زیر پای تو حس خوشی دارد.
با تمنّای تو از هر دو جهان آزادیم
نا امیدیّ دو عالم به تمنّای تو خوش
هوش مصنوعی: با آرزوی تو از هر دو دنیا رها هستیم و ناامیدی از عالمیان، به خاطر آرزوی تو برایمان خوشایند است.
هر زمان دست دهد وعدة وصل تو خوشست
لطف امروز تو خوش وعدة فردای تو خوش
هوش مصنوعی: هر زمانی که فرصتی برای دیدار تو پیش بیاید، وعده وصال تو برایم خوشایند است. امروز که لطف و مهربانی تو شامل حال من شده، برایم لذتبخش است و وعده فردای تو هم به همین اندازه شیرین و دلانگیز است.
سرمه را کس نرسد گوشهنشینی به ازین
گوشة چشم بتان یافتهای جای تو خوش
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در گوشهنشینی به اندازهی زیبایی که در گوشهی چشم معشوقان وجود دارد، به لذت و زیبایی دست یابد.
سر میدان هوس جای تو نبود فیّاض
به سر کوی بلا منزل و مأوای تو خوش
هوش مصنوعی: در میدان آرزوها جایی برای تو نیست، بخشنده. اما در کوی سختی و بلا، جای تو دلپذیر و مناسب است.