برگردان به زبان ساده
این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش
بر کِشتة عشّاق سمومست نسیمش
هوش مصنوعی: این باغ که به دیگران اختصاص داده شده، خوشیهایش از عشقآوران دور است و نسیمش برای آنها که عاشق نیستند، سمی میباشد.
یک عمر نفس سوختم و نرم نکردم
آن دل، که به یک ناله توان کرد رحیمش
هوش مصنوعی: من سالها در سوز و سختی زندگی کردم و دل را نرم نکردم، در حالی که با یک ناله و درخواست میتوانستم او را مهربان و رام کنم.
آن مایده عشقست که صد قرن نیابی
یک دست و زبان سوختهای همچو کلیمش
هوش مصنوعی: عشق مانند غذایی است که دستیابی به آن بسیار سخت و نادر است و اگر هم به آن دست پیدا کنی، تنها با درد و رنج و سوختگی میتوانی احساسش کنی، مانند حالتی که شاعر در آن به سر میبرد.
آن مزرع عشقست که پیوسته روانست
بر کشت امید آب ز سرچشمة میمش
هوش مصنوعی: مزرعه عشق همواره سرشار از آب امید است که از چشمهای زلال و خوشگوار جاری میشود.
فیّاض چه دانی تو غم دل، که نداری
در سینة بیداد یکی دل، چه که نیمش!
هوش مصنوعی: ای بخشنده، تو از غم دل چه میدانی؟ تو که در سینهی بیداد چیزی از دل ندارید، چه میدانی از غم و اندوه آنکه دلش به درد آمده است؟