برگردان به زبان ساده
زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
به الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر
هوش مصنوعی: وجود من همچون آتش است که شعلهور است و از خونم میسوزد. اگر اشکهایم به الماس تبدیل شوند، به مانند دانههای آتشزای درونم خواهند بود.
عجب شادابییی در کشتزار شعله میبینم
به اشک گرم من پرورده گویی دانة اخگر
هوش مصنوعی: در کشتزاری که میبینم، شادابی و زندگی خاصی وجود دارد. به نظر میرسد که اشکهای گرم من، این زندگی و رویش را پرورش دادهاند، گویی که این شادابی نتیجه تلاشها و احساسات من است.
به من در گرم خونی لاف مشرب کی تواند زد
که از مینای من پر میشود پیمانة اخگر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند ادعا کند که میتواند از شراب من در کنار آتش خشم و هیجان چیزی برمیدارد، زیرا پیمانهام با عشق و شور زندگی پر شده است.
زبان ناله در کام دل از بیم تو میدزدم
مباد این شعله پا بیرون نهاد از خانة اخگر
هوش مصنوعی: زبانم به خاطر نگرانی از تو، در دلم ناله میکند و نمیخواهم این شعلهای که در دلم است، از جای خود بیرون بیفتد و به آتش تبدیل شود.
حدیث دل چه پردازی به بزم ناکسان فیّاض
به گوش خار و خس تا کی زنی افسانة اخگر
هوش مصنوعی: حرف دل را در جمع بیارزشها چه به زبان میآوری؟ در اینجا که همه چیز بیارزش است، تا کی میخواهی داستانهای شعلهور را بگویی؟