برگردان به زبان ساده
نه همین دل در برم چون مرغ بسمل میجهد
هر سر مو زاضطرابم چون رگ دل میجهد
هوش مصنوعی: دل من مانند مرغی بیبال و پر به شدت میلرزد و از اضطراب به این سو و آن سو میرود، بهطوریکه هر مو از سرم به خاطر این بیقراری جستوخیز میکند.
آنچنان آمادة زخمم که هر گه در خیال
یاد آن مژگان کنم، خون از رگ دل میجهد
هوش مصنوعی: من به قدری درگیر درد و زخمهای ناشی از یاد تو هستم که هر بار که به مژگان تو فکر میکنم، خون از دلام سرازیر میشود.
بسکه میپیچد غبار خاطرم بر دود آه
گردباد از شرم من منزل به منزل میجهد
هوش مصنوعی: به خاطر یادها و خاطراتم، ذهنم به شدت درگیر میشود و به حدی از شرم و اضطراب دچار میشوم که مانند گردبادی، افکارم از جایی به جایی دیگر میرود.
مینهد عمدا به قصد سینة من در کمان
هر خدنگی کز کمان غمزه غافل میجهد
هوش مصنوعی: او عمداً تیرهایی را به سمت قلب من میاندازد که از کمان نگاهش بیخبر به سمت من پرتاب میشوند.
قتل عاشق دهشتی دارد که از تأثیر آن
تا ابد دل در بر شمشیر قاتل میجهد
هوش مصنوعی: کشتن یک عاشق وحشتی دارد که اثر آن تا ابد در دلش میماند و همچنان از خاطره آن مثل یک تیرِ قاتل جست و خیز میکند.
درد بیمار تب غم را مداوا مشکل است
ای طبیب اینجا مرا نبض و ترا دل میجهد
هوش مصنوعی: ای پزشک، درمان درد و اندوه من کار آسانی نیست. در اینجا، نبض من نشاندهنده حال بدی است که قلب تو هم به تپش افتاده است.
میجهد از بزم ما پیوسته فیّاض از هراس
آن چنان کز صحبت دیوانه عاقل میجهد
هوش مصنوعی: در جشن و میهمانی ما، فیض و نعمت به طور مداوم جاری است، اما از ترس این که مبادا عقل و هشیاری را از دست بدهیم، به سراغ ما نمیآید. این حالت مشابه موقعیتی است که فرد عاقل از محفل دیوانهوار دوری میکند.