برگردان به زبان ساده
امشب که دست نالة زارم بساز بود
در بزم دل، مدار به سوز و گداز بود
هوش مصنوعی: امشب که صدای ناله و بیتابی من در جمع دلها وجود دارد، نباید به درد و آتش من توجه کنید.
چشم سفید گشته گرفتم به لخت دل
این بود بر رخم در صبحی که باز بود
هوش مصنوعی: چشمهایم از شادی و شگفتی پر شده و دل من از عشق پر است. این حالتی بود که در صبحی تجربه کردم که همه چیز برایم باز و روشن بود.
یک دم که تُرک چشم تو غافل ز ما گشت
یک عمر در ولایت ما ترکتاز بود
هوش مصنوعی: وقتی که لحظهای نگاه تو از ما غافل شد، انگار یک عمر در اینجا ترک و بیمحلی را احساس کردیم.
هر جا که اهل دل نفس گرم میزدند
آهم به یاد نخل قدت سرفراز بود
هوش مصنوعی: هر جایی که عاشقان و دلسوزان صحبت میکردند، من با یادآوری قامت سرسخت و بلند تو، آهی از دل بر میآوردم.
تا از گل تو بوی حقیقت شنیدهام
کارم مدام تربیت این مجاز بود
هوش مصنوعی: از وقتی که بوی حقیقت را از گل تو شنیدهام، همیشه در تلاش بودهام که این خیال و ظاهر را پرورش دهم.
گشتیم پیرو بخت جوانی نشد نصیب
این عمرِ بینصیبی ما خوش دراز بود
هوش مصنوعی: ما در جستجوی بخت جوانی بودیم، اما نصیب ما در این عمر بینصیب چیزی نشد. عمر ما هم خوش و طولانی بود.
فیّاض نازها که کشد از نیاز ما؟
نازی که از نیاز جهان بینیاز بود
هوش مصنوعی: کیست که بتواند ناز و زیبایی را از محبت و نیاز ما بگیرد؟ زیبایی که خود از تمام نیازهای دنیا بینیاز است.