برگردان به زبان ساده
خوبان که شوخی مژه از تیر بردهاند
طرح نگاه از دم شمشیر بردهاند
هوش مصنوعی: زیباییها با ناز و شوخی چشمانشان، تأثیرات عمیقتری دارند و دقت نگاهشان به اندازهای قوی است که میتواند همچون شمشیر عمل کند.
صد ره شکست رنگ و نیامد به رو، ز بیم
این قوم رنگ از گل تعبیر بردهاند
هوش مصنوعی: بسیاری بارها به شکست و ناامیدی دچار شدهاند، اما به خاطر ترس از این مردم، رنگ و بوی خود را از دست دادهاند و به طور کلی معنا و جلوهگری خود را از دست دادهاند.
صبح از جبین طالع ما تیرگی نبرد
خاصیّت اثر ز دَمِ پیر بردهاند
هوش مصنوعی: صبح از پیشانی سرنوشت ما هیچ تیرگیای نمیبرد، چون اثر وزش نفس پیر را گرفتهاند.
هر شب فغان به داد دلم زود میرسید
امشب ز من به ناله خبر دیر بردهاند
هوش مصنوعی: هر شب، صدای ناله و شکایت دلم به سرعت به دیگران میرسید، ولی امشب خبر ناامیدی و غم من خیلی دیر به دیگران رسیده است.
چشم حیا مدار که این شوخ دیدگان
شرم از نگاه شاهد تصویر بردهاند
هوش مصنوعی: چشمان خود را از حیا دور کن، زیرا این چشمهای بازیگوش شرم را از نگاه محبوب به تصویر کشیدهاند.
آهن دلی، چه باکت از آسیب خستگان
طرح دلت ز جوهر شمشیر بردهاند
هوش مصنوعی: دل تو مانند آهن است و از آسیب های افرادی که خسته شدهاند، نگران نیستی؛ چون طرح و احساساتت را از جوهر شمشیر به دست آوردهاند.
آبادی سرای تعلق طمع مدار
زین کارخانه رونق تعمیر بردهاند
هوش مصنوعی: به دنیای وابستگی و خواستهها دل نبند، زیرا از این کارگاه زندگی، زیبایی و آبادانی را از تو گرفتهاند.
زهّاد در نصیحت سوداییان عشق
مغز دماغ حلقة زنجیر بردهاند
هوش مصنوعی: زاهدان در نصیحت افرادی که عاشق هستند، از عشق و شور و شوق آنها آگاهند و به آنها میگویند که این حالت مانند زنجیری است که آنها را به خود بسته است.
فیّاض شاد باد روان ملک که گفت
«سردی ز استخوان تباشیر بردهاند»
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن روحی که برای پادشاهی زنده است و میگوید: «سرما از استخوانها ریشهکن شده است».