برگردان به زبان ساده
از پی قتلم دگر، درد و غم، آمادهاند
همچو دو ابروی یار پشت به هم دادهاند
هوش مصنوعی: درد و غم، به دنبال مرگ من، مانند دو ابروی یار، بر یکدیگر تکیه دادهاند و آمادهاند تا در سوگ من به سر آیند.
پای گریزم نماند وای که در خون من
لشکر مژگان ناز صف به صف استادهاند
هوش مصنوعی: اگر از توجه و عشق دور شوم، وای بر حال من که چشمان نازک و دلربا، همچون سپاهی در خون من صف کشیدهاند و به دنبال من هستند.
جستهام از دام زلف لیک به تسخیر من
لشکر آشوب خط دست به هم دادهاند
هوش مصنوعی: من از دام زلف محبوب رها شدهام، اما هنوز سردرگم و گرفتار آشفتهحالیهایی هستم که ناشی از عشق اوست و این وضعیت، به گونهای است که به هم ریختگی و بینظمی در زندگیام به وجود آمده است.
طبع من و منع عشق آنگه ازین زاهدان
در عجبم کاین گروه از چه چنین سادهاند!
هوش مصنوعی: من به طبع خود و محدودیتهای عشق فکر میکنم و از زاهدان حیرتزدهام که چرا این گروه اینقدر سادهلوح هستند!
از ره مستیّ و عشق باز نگردم اگر
خلق چو نقش قدم در پیم افتادهاند
هوش مصنوعی: من از مسیر عشق و مستی برگشت نخواهم کرد، حتی اگر مردم مانند نقشی که روی زمین افتاده، در دنبالهروی قرار گرفته باشند.
کس نبرد ره به عشق شکر که این زاهدان
در گرو سبحه و در غم سجّادهاند
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که هیچکس نتوانسته به راستی به عشق واقعی دست یابد، زیرا افرادی که خود را عابد و زاهد مینامند، فقط به ظواهر دین و عبادت میپردازند و در این رویه در اسارت ابزارهای ظاهری مانند تسبیح و سجاده هستند.
این همه علم و عمل آن همه مکر و حیل
شکر که آزادگان از همه آزادهاند
هوش مصنوعی: بسیاری از دانش و کارها وجود دارد، اما در مقابل آن، توطئهها و فریبها نیز به همین اندازه زیاد است. تنها چیزی که ارزشمند است این است که انسانهای آزاده از تمام این مکرها آزادند و برتر از آنها هستند.
هیچ نگیرند انس هیچ نگردند رام
وه که پری چهرگان جمله پریزادهاند
هوش مصنوعی: هرگز هیچ چیز را جدی نگیرید و هیچ کس را رام نکنید، زیرا همگی کسانی که دارای چهرهی زیبا هستند، در اصل فرزندان پریها هستند.
بهر تو فیّاض بود کوشش رنج و بلا
بیتو چنین درد و غم در به در افتادهاند
هوش مصنوعی: برای تو، که بخشندهای، زحمت و درد و بلا وجود دارند، و بدون تو، این غم و اندوه مانند شخصی بیخانمان و سرگردان به هر سو میچرخند.