برگردان به زبان ساده
چنان دل تیر آن ابرو کمان را در نظر دارد
که رقص جلوه دایم بر بساط نیشتر دارد
هوش مصنوعی: دل آنقدر تحت تأثیر زیبایی آن ابرو و کمان است که همیشه در حال انتظار برای دیدن جلوهگری و نمایش زیباییاش میباشد.
مدان خاصم اگر ظاهر نگردد سوز پنهانم
ز آتش ابرة خاکستر من آستر دارد
هوش مصنوعی: نباید تصور کنی که اگر درد درونم هویدا نشود، من خاص و متفاوت نیستم؛ چون از آتش غم و نگرانیهایم، حتی خاکستر وجودم هم پوششی دارد که حاکی از عمق احساساتم است.
چو خون بسته خود را در رگ یاقوت میدزدم
ز بیآبی سپهرم غرقه در آب گهر دارد
هوش مصنوعی: به هنگامی که احساس ناامیدی میکنم، قوت و زندگیام را از همان سنگهای قیمتی میدزدم که به خاطر کمبود آب، خودم را غرق در آنها میسازم.
دل سنگ از سرشک گریهام سوراخ سوراخست
اسیر چشم او الماس در بار جگر دارد
هوش مصنوعی: دل سنگی من از اشکهایم پر از سوراخ شده است و در چشمان او چنان جواهراتی وجود دارد که جانم را به درد میآورد.
سرم را کرده از آشفتگی بیگانة بالین
سر زلفی که دایم سر به بالین کمر دارد
هوش مصنوعی: سرم را از نگرانی و آشفتگی کنار میزنم، همچنان که در کنار تار زلفی که همیشه به دور کمرش پیچیده، خوابیدهام.
همای زلف او کی سایه اندازد به سرما را
که دایم بیضة خورشید را در زیر پر دارد
هوش مصنوعی: پرندهای که به زلف او اشاره دارد، نمیتواند در سرما سایه بیندازد، چرا که همیشه تخم خورشید را زیر بال خود دارد و به همین دلیل گرم و پر از زندگی است.
مرا آشفتگی محروم دارد از لبش فیّاض
وگرنه میتواند دل ز لعلش کام بردارد
هوش مصنوعی: من به خاطر پریشانحالیام از لب سرشارش محرومم، وگرنه میتواند دل مرا از زیباییهای لعلگونش سیراب کند.