برگردان به زبان ساده
لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد
دلم هنگامة اهل جنون را مضطرب دارد
هوش مصنوعی: هنگامی که لبهای تو زینت و جاذبهای خاص دارند، دل من نیز در آشفتگی و هیجان شیدایی و جنون قرار دارد.
به من گرم تواضع آن بت و اشکم سراسیمه
که گرمی کردن خورشید خون را مضطرب دارد
هوش مصنوعی: محبت و تواضع آن معشوق در من، مانند اشکی که در عین سراسیمگی جاری میشود، احساساتم را به هم میریزد؛ چرا که گرما و نور خورشید، مثلاً در زمان خاصی، باعث نگرانی و اضطراب میشود.
چه سان پنهان کنم مهر تو بر اغیار سنگین دل!
که غمهای تو بیرون و درون را مضطرب دارد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم عشق تو را از دیگران پنهان کنم در حالی که دلهای سنگین و بیرحم آنها به غمهای تو آگاه است و این غمها هم در درونم و هم در بیرونم مرا ناآرام کردهاند؟
به حال کس نمیپردازد از بس بیقراریها
چه یارب این سپهر سرنگون را مضطرب دارد؟
هوش مصنوعی: هیچکس به حال دیگران توجهی ندارد، از بس که خودشان در بیقراری و آشفتگیاند. خدایا، چه چیزی این آسمان سقوط کرده را چنین ناآرام کرده است؟
فلک از نالة فیّاض اگر درهم شود شاید
که زخم تیشه کوه بیستون را مضطرب دارد
هوش مصنوعی: اگر آسمان از ناله ی فیاض به هم بریزد، شاید زخم تیشه ی کوه بیستون نگران باشد.