برگردان به زبان ساده
خواهم که شبی سرزده آیم به در صبح
تا جرعة فیضی کشم از جام زر صبح
هوش مصنوعی: میخواهم شبی بیخبر به سوی صبح بروم تا از خوشی و زیبایی صبحگاه بهرهمند شوم.
در فیض سحر درج بود دولت جاوید
اقبال دهد باج به دریوزهگر صبح
هوش مصنوعی: در خوشی و برکت صبحگاهی، سرنوشت نیک و موفقیت دائمی به کسی که در پی روزی و کمک است، در زندگیاش بخشیده میشود.
آفاق به نور گهر خویش بگیرم
چون مهر اگر گام زنم بر اثر صبح
هوش مصنوعی: چهرههای دور و برم را با درخشش خود روشن میکنم، همانطور که خورشید در صبح درخشان است، اگر با احتیاط و با هدف قدم بردارم.
پرواز کند با نفسم طایر معنی
خورشید تواند که شود همسفر صبح
هوش مصنوعی: با جانم میتوانم پروازی داشته باشم که باعث شود خورشید همسفر صبح گردد.
دربسته به ما صبح درآ از در یاری
تا باز گشاییم به هم قفل زر صبح
هوش مصنوعی: از یاری خواهش میکنیم که صبح زود به در خانهام بیاید تا با هم قفل را باز کنیم و روز را به زیبایی آغاز کنیم.
بگشای گریبان و سحر کن شب ما را
تا چند توان گشت چنین دربدر صبح
هوش مصنوعی: بگوشای گریبان و سحر کن شب ما را یعنی شب را زیبا و دلنشین کن تا چه زمانی میتوانیم اینگونه در صبح سرگردان و بیهدف باشیم.
اکنون که نوا بر لب فیّاض گره شد
با مرغ سحرخیز که گوید خبر صبح
هوش مصنوعی: اکنون که نغمهای بر زبان جوان و پربار جاری شده و با پرندهای که صبح را نوید میدهد، آمیخته شده است.