برگردان به زبان ساده
در خلوت غم چند گهی خام نشستیم
در سینه زخم آمده گمنام نشستیم
هوش مصنوعی: در تنهایی و غم، بارها در سکوت نشستهایم و در دل خود زخمهای ناشناختهای داریم که هیچ کس از آنها خبر ندارد.
دیدیم که ساقی سر رسوایی ما داشت
از شیشه برون آمده در جام نشستیم
هوش مصنوعی: ما متوجه شدیم که ساقی به خاطر رسوایی ما از شیشه بیرون آمده و در جام نشسته است.
دوران سر آشفتگی خاطر ما داشت
آشفتهتر از زلف دلارام نشستیم
هوش مصنوعی: در زمانهای ناپایداری و اضطراب، ما نیز بیشتر از قبل در حالت پریشانی و به هم ریختگی فرورفتیم.
آزادگیی گرد دل غمزده میگشت
روزی دو سه اندر قفس و دام نشستیم
هوش مصنوعی: روزی چند در قفس و دام نشسته و دل غمگین ما به یاد آزادی میچرخید.
رفتیم در آتشکده عشق فصیحی
آخر به مراد دل خودکام نشستیم
هوش مصنوعی: به معبد عشق رفتیم و بالاخره به آرزوی قلبیمان رسیدیم.