برگردان به زبان ساده
روزگاری شد که ما زین بخت وارون میتپیم
همچو زخم دل گریبان چاک در خون میتپیم
هوش مصنوعی: زمانی فرار رسید که ما به خاطر این بخت بد، مانند زخمی بر دل، در خون، با چنگالهای گسسته و پاره، میلرزیم.
دیده عشقیم و ما را طالع نظاره نیست
سالها در انتظار یک شبیخون میتپیم
هوش مصنوعی: ما عاشق هستیم و بختمان اجازه نمیدهد که آنچه را میخواهیم ببینیم. سالهاست که در انتظار یک لحظه غافلگیرکننده و شگفتانگیز بهسر میبریم.
موجه دریای خونابیم دور از زلف دوست
بیقراری بین که هر ساعت دگرگون میتپیم
هوش مصنوعی: ما همچون دریای خونین و آشفتهایم؛ دور از زلف دوست، بیتابیام را ببین که هر لحظه دگرگون و ناآرام میتپیم.
دجلهای در هر بن مژگان ما بیکار و ما
از برای قطرهای در کوه و هامون میتپیم
هوش مصنوعی: در هر گوشه از چشم ما، دجلهای وجود دارد که بیهدف است و ما برای یک قطره آب در کوه و دشت بیتابی میکنیم.
نبض بیماریم ای دست مسیحا همتی
کامشب از طغیان تب زاندازه بیرون میتپیم
هوش مصنوعی: ای دست پرتوان مسیحا، من در حال نزار و بیماریم و امشب از شدت تب به شدت میتپم.
یار با ما همدم و ما از جدایی بیقرار
همچو موج از تشنگی بر روی جیحون میتپیم
هوش مصنوعی: یار با ما است و ما از دوری او ناآرام و بیتابیم، مانند موجی که به خاطر تشنگی بر روی رودخانه جیحون میتازد.
سر این معنی فصیحی عشق به داند که ما
خون فرهادیم و در شریان مجنون میتپیم
هوش مصنوعی: این جمله به عشق و وابستگی عمیق انسانها اشاره دارد. افرادی که در دل خود عشق را میپرورانند، به نوعی با شخصیتهایی همچون فرهاد و مجنون ارتباط دارند. آنها نشاندهندهٔ تلاش و فداکاری در عشقاند و احساسات شدیدشان را بیان میکنند. به عبارت دیگر، عشق در وجودشان جاری است و به آنها زندگی و انرژی میبخشد.